curmudgeons

[ایالات متحده]/kəˈmʌdʒən/
[بریتانیا]/kərˈmʌdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد بدخلق یا بدخلق؛ خسیس؛ شخص بدخلق؛ خسیس

عبارات و ترکیب‌ها

grumpy curmudgeon

خشمگین بداخلاق

old curmudgeon

بداخلاق پیر

curmudgeon at heart

بداخلاق از صمیم قلب

curmudgeon in disguise

بداخلاق پنهان

curmudgeon behavior

رفتار بداخلاق

curmudgeon mentality

تفکر بداخلاق

curmudgeon attitude

نگاه بداخلاق

curmudgeon remarks

اظهارات بداخلاق

curmudgeon tendencies

گرایش‌های بداخلاق

curmudgeon persona

شخصیت بداخلاق

جملات نمونه

my neighbor is a real curmudgeon who complains about everything.

همسایه‌ام واقعاً یک بداخلاق است که در مورد همه چیز شکایت می‌کند.

don't be such a curmudgeon; join us for the party!

اینقدر بداخلاق نباش؛ در مهمانی به ما بپیوند!

the old man is known as a curmudgeon in the neighborhood.

او در محله به عنوان یک بداخلاق شناخته می‌شود.

even curmudgeons can have a soft spot for animals.

حتی بداخلاق‌ها هم می‌توانند برای حیوانات احساس لطافت کنند.

he acts like a curmudgeon, but he really cares about his friends.

او مثل یک بداخلاق رفتار می‌کند، اما واقعاً به دوستانش اهمیت می‌دهد.

curmudgeons often miss out on the joys of life.

بداخلاق‌ها اغلب از شادی‌های زندگی جا می‌مانند.

she called him a curmudgeon for always grumbling about the weather.

او او را به دلیل غر زدن مداوم در مورد هوا، بداخلاق نامید.

his curmudgeon attitude makes it hard to enjoy family gatherings.

حرف و عمل بداخلقانه‌اش باعث می‌شود لذت بردن از دورهمی‌های خانوادگی سخت باشد.

it’s hard to deal with a curmudgeon when you're trying to have fun.

وقتی می‌خواهید خوش بگذرانید، کنار آمدن با یک بداخلاق سخت است.

despite being a curmudgeon, he has a great sense of humor.

با وجود اینکه بداخلاق است، حس شوخ طبعی خوبی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید