grouch

[ایالات متحده]/ɡraʊtʃ/
[بریتانیا]/ɡraʊtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص بدخلق یا شکایت‌کننده؛ یک انفجار بدخلقی
vi. شکایت کردن یا نالیدن؛ در حالت بد خلقی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

old grouch

بزرگسال بد اخلاق

grouch about

شکایت کردن درباره

grouchiness level

سطح بد اخلاقی

grouch mode

حالت عصبانی

grouch face

چهره عصبانی

grouch out

ناراحت شدن

grouch less

کمتر عصبانی

grouch away

دور شدن از عصبانیت

grouch fest

جشنواره عصبانیت

biggest grouch

بد اخلاق ترین

جملات نمونه

don't be such a grouch at the party.

در مهمانی آنقدر اخمو نباش.

he always has a grouch when things don't go his way.

وقتی که کارها طبق میل او پیش نمی‌رود، همیشه اخمو می‌شود.

she turned into a grouch after missing her favorite show.

بعد از از دست دادن برنامه مورد علاقه‌اش، تبدیل به اخمو شد.

it's hard to cheer up a grouch.

تشویق یک اخمو سخت است.

my neighbor is a real grouch on rainy days.

همسایه‌ام در روزهای بارانی واقعاً اخمو است.

stop being a grouch and join us for dinner.

اخم بودن را متوقف کنید و به شام ما بپیوندید.

he has a grouch about sharing his toys.

او در مورد به اشتراک گذاشتن اسباب‌بازی‌هایش اخمو است.

after a long day, i tend to become a grouch.

بعد از یک روز طولانی، من معمولاً اخمو می‌شوم.

her grouchiness is just a phase she is going through.

اخمگی او فقط یک مرحله‌ای است که در حال گذر از آن است.

don't let the grouch ruin your fun.

اجازه ندهید اخمو سرگرم نشوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید