old grouch
بزرگسال بد اخلاق
grouch about
شکایت کردن درباره
grouchiness level
سطح بد اخلاقی
grouch mode
حالت عصبانی
grouch face
چهره عصبانی
grouch out
ناراحت شدن
grouch less
کمتر عصبانی
grouch away
دور شدن از عصبانیت
grouch fest
جشنواره عصبانیت
biggest grouch
بد اخلاق ترین
don't be such a grouch at the party.
در مهمانی آنقدر اخمو نباش.
he always has a grouch when things don't go his way.
وقتی که کارها طبق میل او پیش نمیرود، همیشه اخمو میشود.
she turned into a grouch after missing her favorite show.
بعد از از دست دادن برنامه مورد علاقهاش، تبدیل به اخمو شد.
it's hard to cheer up a grouch.
تشویق یک اخمو سخت است.
my neighbor is a real grouch on rainy days.
همسایهام در روزهای بارانی واقعاً اخمو است.
stop being a grouch and join us for dinner.
اخم بودن را متوقف کنید و به شام ما بپیوندید.
he has a grouch about sharing his toys.
او در مورد به اشتراک گذاشتن اسباببازیهایش اخمو است.
after a long day, i tend to become a grouch.
بعد از یک روز طولانی، من معمولاً اخمو میشوم.
her grouchiness is just a phase she is going through.
اخمگی او فقط یک مرحلهای است که در حال گذر از آن است.
don't let the grouch ruin your fun.
اجازه ندهید اخمو سرگرم نشوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید