a curt reply
پاسخ کوتاه و تند
a curt tone
لحنی کوتاه و تند
He gave me an extremely curt answer.
او یک پاسخ بسیار کوتاه و بیادبانه به من داد.
a curt notice had been posted on the door.
یک اطلاعیه کوتاه و رسمی روی در نصب شده بود.
He dismissed them with a curt nod.
او با یک اشاره کوتاه آنها را کنار گذاشت.
she quenched Anne by a curt command to hold her tongue.
او با یک دستور کوتاه از آنه خواست که زبانش را ببندد.
I received a curt letter telling me I was in arrears on my mortgage payments.
نامه ای کوتاه دریافت کردم که به من اطلاع داد بدهی وام مسکن دارم.
He said, “It seemed like Curt was trading too aggressively and too riskily and yet was getting rewarded for it.
او گفت: "به نظر می رسد که کارت بیش از حد تهاجمی و پر ریسک معامله می کرد و با این حال برای آن پاداش می گرفت."
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید