curt

[ایالات متحده]/kɜːt/
[بریتانیا]/kɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مختصر و به نقطه; ناگهانی; به طرز بی‌ادبانه‌ای مختصر

عبارات و ترکیب‌ها

a curt reply

پاسخ کوتاه و تند

a curt tone

لحنی کوتاه و تند

جملات نمونه

He gave me an extremely curt answer.

او یک پاسخ بسیار کوتاه و بی‌ادبانه به من داد.

a curt notice had been posted on the door.

یک اطلاعیه کوتاه و رسمی روی در نصب شده بود.

He dismissed them with a curt nod.

او با یک اشاره کوتاه آن‌ها را کنار گذاشت.

she quenched Anne by a curt command to hold her tongue.

او با یک دستور کوتاه از آنه خواست که زبانش را ببندد.

I received a curt letter telling me I was in arrears on my mortgage payments.

نامه ای کوتاه دریافت کردم که به من اطلاع داد بدهی وام مسکن دارم.

He said, “It seemed like Curt was trading too aggressively and too riskily and yet was getting rewarded for it.

او گفت: "به نظر می رسد که کارت بیش از حد تهاجمی و پر ریسک معامله می کرد و با این حال برای آن پاداش می گرفت."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید