cussednesses

[ایالات متحده]/ˈkʌsɪdnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈkʌsɪdnɪsɪz/

ترجمه

n. سرسختی; لجبازی

عبارات و ترکیب‌ها

cussednesses abound

حضور فراوان عussednesses

cussednesses prevail

عussednesses غالب هستند

cussednesses arise

عussednesses ظهور می‌کنند

cussednesses persist

عussednesses ادامه دارند

cussednesses manifest

عussednesses آشکار می‌شوند

cussednesses intensify

عussednesses تشدید می‌شوند

cussednesses multiply

عussednesses تکثیر می‌شوند

cussednesses diminish

عussednesses کاهش می‌یابند

cussednesses challenge

عussednesses به چالش می‌کشند

cussednesses confront

عussednesses روبرو می‌شوند

جملات نمونه

his cussednesses often led to arguments with his friends.

زود زود رفتارهای غیرقابل قبول او باعث بحث و جدل با دوستانش می‌شد.

despite her cussednesses, she was loved by everyone.

با وجود رفتارهای غیرقابل قبولش، او مورد علاقه همه بود.

we need to address his cussednesses in the team meetings.

ما باید رفتارهای غیرقابل قبول او را در جلسات تیم مورد بررسی قرار دهیم.

her cussednesses made it difficult to reach a compromise.

رفتارهای غیرقابل قبول او رسیدن به توافق را دشوار می‌کرد.

his cussednesses were well-known among his colleagues.

رفتارهای غیرقابل قبول او در بین همکارانش شناخته شده بود.

they admired his talent but not his cussednesses.

آنها از استعدادش تحسین می‌کردند اما نه از رفتارهای غیرقابل قبولش.

her cussednesses often got her into trouble.

رفتارهای غیرقابل قبولش اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

understanding his cussednesses helped improve their relationship.

درک رفتارهای غیرقابل قبولش به بهبود رابطه آنها کمک کرد.

his cussednesses were a topic of discussion at the dinner table.

رفتارهای غیرقابل قبول او موضوع بحث در سر میز شام بود.

overcoming her cussednesses was a personal challenge.

غلبه بر رفتارهای غیرقابل قبولش یک چالش شخصی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید