cutlasses

[ایالات متحده]/ˈkʌt.ləs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈkʌt.ləs.ɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شمشیر کوتاه و منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

sharp cutlasses

خنجرهای تیز

rusty cutlasses

خنجرهای زنگ‌زده

old cutlasses

خنجرهای قدیمی

decorative cutlasses

خنجرهای تزئینی

ceremonial cutlasses

خنجرهای تشریفاتی

fighting cutlasses

خنجرهای جنگی

pirate cutlasses

خنجرهای دزدان دریایی

antique cutlasses

خنجرهای عتیقه

decorated cutlasses

خنجرهای آذین‌دار

bladed cutlasses

خنجرهای تیغ‌دار

جملات نمونه

the pirates drew their cutlasses in preparation for battle.

دزدان دریایی شمشیرهای خود را برای آمادگی برای نبرد بیرون آوردند.

he polished his cutlasses to keep them sharp.

او شمشیرهای خود را برای تیز نگه داشتن آنها صیقل داد.

the cutlasses were a symbol of the pirate's authority.

شمشیرها نمادی از اقتدار دزدان دریایی بودند.

they practiced their swordsmanship with wooden cutlasses.

آنها مهارت شمشیربازی خود را با شمشیرهای چوبی تمرین کردند.

cutlasses were often used in naval warfare.

شمشیرها اغلب در جنگ‌های دریایی استفاده می‌شدند.

the captain ordered the crew to sharpen their cutlasses.

کاپیتان به خدمه دستور داد شمشیرهای خود را تیز کنند.

legends spoke of cursed cutlasses that brought misfortune.

افسانه ها از شمشیرهای نفرین شده ای که بدبختی به ارمغان می آوردند صحبت کردند.

in the museum, there was an exhibit of ancient cutlasses.

در موزه، نمایشگاهی از شمشیرهای باستانی وجود داشت.

he swung his cutlasses with great skill during the duel.

او با مهارت فراوان شمشیرهای خود را در طول دوئل به حرکت درآورد.

the cutlasses gleamed under the moonlight on the ship.

شمشیرها در زیر نور ماه در کشتی می درخشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید