a pull-out cutlery drawer.
یک کشوی جداگذاشتنی برای وسایل آشپزخانه
We keep the cutlery in the kitchen.
ما وسایل آشپزخانه را در آشپزخانه نگهداری میکنیم.
This drawer contains all the cutlery we own.
این کشو شامل تمام وسایل آشپزخانه ای است که ما داریم.
He felt a real country bumpkin, sitting in that expensive restaurant, not knowing which cutlery to use.
او با نشستن در آن رستوران گرانقیمت و نداشتن اینکه کدام وسایل غذاخوری را استفاده کند، خود را یک روستایی سادهلوح احساس کرد.
The restaurant provided stainless steel cutlery for the guests.
رستوران وسایل آشپزخانه استیل ضد زنگ برای مهمانان فراهم کرد.
She set the table with elegant cutlery for the dinner party.
او میز را با وسایل آشپزخانه زیبا برای مهمانی شام چید.
The set of cutlery includes knives, forks, and spoons.
این مجموعه وسایل آشپزخانه شامل چاقو، چنگال و قاشق است.
He polished the silver cutlery before the special occasion.
او وسایل آشپزخانه نقره ای را قبل از مناسبت خاص، صیقل داد.
The hotel offers disposable cutlery for takeout orders.
هتل وسایل آشپزخانه یکبار مصرف را برای سفارشات بیرونبر ارائه میدهد.
She carefully arranged the cutlery on the dining table.
او وسایل آشپزخانه را به دقت روی میز ناهارخوری چید.
The chef sharpened the kitchen cutlery before starting to cook.
سرآشپز وسایل آشپزخانه را قبل از شروع آشپزی تیز کرد.
The fancy restaurant uses high-quality cutlery for its customers.
رستوران مجلل از وسایل آشپزخانه با کیفیت بالا برای مشتریان خود استفاده میکند.
The hostess handed out the cutlery to each guest at the dinner party.
میهماندار وسایل آشپزخانه را به هر مهمان در مهمانی شام تحویل داد.
The picnic basket was packed with plates, cups, and cutlery.
سبد پیک نیک با بشقاب، فنجان و وسایل آشپزخانه پر شده بود.
a pull-out cutlery drawer.
یک کشوی جداگذاشتنی برای وسایل آشپزخانه
We keep the cutlery in the kitchen.
ما وسایل آشپزخانه را در آشپزخانه نگهداری میکنیم.
This drawer contains all the cutlery we own.
این کشو شامل تمام وسایل آشپزخانه ای است که ما داریم.
He felt a real country bumpkin, sitting in that expensive restaurant, not knowing which cutlery to use.
او با نشستن در آن رستوران گرانقیمت و نداشتن اینکه کدام وسایل غذاخوری را استفاده کند، خود را یک روستایی سادهلوح احساس کرد.
The restaurant provided stainless steel cutlery for the guests.
رستوران وسایل آشپزخانه استیل ضد زنگ برای مهمانان فراهم کرد.
She set the table with elegant cutlery for the dinner party.
او میز را با وسایل آشپزخانه زیبا برای مهمانی شام چید.
The set of cutlery includes knives, forks, and spoons.
این مجموعه وسایل آشپزخانه شامل چاقو، چنگال و قاشق است.
He polished the silver cutlery before the special occasion.
او وسایل آشپزخانه نقره ای را قبل از مناسبت خاص، صیقل داد.
The hotel offers disposable cutlery for takeout orders.
هتل وسایل آشپزخانه یکبار مصرف را برای سفارشات بیرونبر ارائه میدهد.
She carefully arranged the cutlery on the dining table.
او وسایل آشپزخانه را به دقت روی میز ناهارخوری چید.
The chef sharpened the kitchen cutlery before starting to cook.
سرآشپز وسایل آشپزخانه را قبل از شروع آشپزی تیز کرد.
The fancy restaurant uses high-quality cutlery for its customers.
رستوران مجلل از وسایل آشپزخانه با کیفیت بالا برای مشتریان خود استفاده میکند.
The hostess handed out the cutlery to each guest at the dinner party.
میهماندار وسایل آشپزخانه را به هر مهمان در مهمانی شام تحویل داد.
The picnic basket was packed with plates, cups, and cutlery.
سبد پیک نیک با بشقاب، فنجان و وسایل آشپزخانه پر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید