cyma

[ایالات متحده]/ˈsaɪmə/
[بریتانیا]/ˈsaɪmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط خمیده یا قالب، به ویژه در معماری؛ یک ویژگی زینتی که شبیه به موج یا خم است و اغلب در لبه‌های سقف‌ها یافت می‌شود.
Word Forms
جمعcymas

عبارات و ترکیب‌ها

cyma curve

منحنی سیما

cyma molding

قالب‌گیری سیما

cyma reversa

سیما معکوس

cyma profile

پروفایل سیما

cyma section

بخش سیما

cyma design

طراحی سیما

cyma edge

لبه سیما

cyma detail

جزئیات سیما

cyma style

سبک سیما

cyma shape

شکل سیما

جملات نمونه

cyma is a term often used in architecture.

سیما اصطلاحی است که اغلب در معماری استفاده می‌شود.

the cyma reversa is a popular molding profile.

سیما رورسا یک پروفایل محبوب قاب‌بندی است.

she admired the cyma on the old building.

او به سیما در ساختمان قدیمی تحسین کرد.

many classical columns feature a cyma design.

بسیاری از ستون‌های کلاسیک دارای طرح سیما هستند.

the cyma curve adds elegance to the structure.

منحنی سیما ظرافت را به ساختار اضافه می‌کند.

he studied the cyma in his architectural course.

او سیما را در دوره معماری خود مطالعه کرد.

the cyma is often found in decorative arts.

سیما اغلب در هنر‌های تزئینی یافت می‌شود.

understanding the cyma is crucial for architects.

درک سیما برای معماران بسیار مهم است.

the cyma profile is used in cornices.

پروفایل سیما در قاب‌ها استفاده می‌شود.

he explained the significance of the cyma in design.

او اهمیت سیما در طراحی را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید