cynosures

[ایالات متحده]/ˈsɪnəʊʃʊə/
[بریتانیا]/ˈsaɪnəˌʃʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت فلکی دبّ کوچک یا ستاره شمالی؛ شخص یا چیزی که توجه را جلب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

cynosure of attention

مرکز توجه

cynosure of interest

مرکز علاقه

cynosure of admiration

مرکز تحسین

cynosure of beauty

مرکز زیبایی

cynosure of fashion

مرکز مد

cynosure of fame

مرکز شهرت

cynosure of innovation

مرکز نوآوری

cynosure of success

مرکز موفقیت

cynosure of leadership

مرکز رهبری

جملات نمونه

the new technology became the cynosure of the industry.

فناوری جدید به کانون توجه صنعت تبدیل شد.

her talent made her the cynosure of the event.

مهارت او باعث شد او کانون توجه رویداد باشد.

in the gallery, the painting was the cynosure of all eyes.

در گالری، نقاشی کانون توجه همه بود.

the celebrity's arrival turned the party into a cynosure.

ورود چهره مشهور، مهمانی را به کانون توجه تبدیل کرد.

his achievements made him the cynosure of his peers.

دستاوردهای او باعث شد او کانون توجه همسالانش باشد.

the innovative design was the cynosure of the fashion show.

طراحی نوآورانه کانون توجه نمایش مد بود.

as the leader, she was the cynosure of the team.

به عنوان رهبر، او کانون توجه تیم بود.

the bright star was the cynosure of the night sky.

ستاره درخشان کانون توجه آسمان شب بود.

his speech made him the cynosure of the conference.

سخنرانی او باعث شد او کانون توجه کنفرانس باشد.

the new exhibit quickly became the cynosure of the museum.

نمایشگاه جدید به سرعت به کانون توجه موزه تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید