dabbed

[ایالات متحده]/dæbd/
[بریتانیا]/dæbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی با مقدار کمی از چیزی تماس گرفتن؛ به سرعت پاک کردن یا حذف کردن؛ به سرعت مقدار کمی از چیزی را اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dabbed the paint

رنگ را به آرامی مالید

dabbed her eyes

چشمانش را به آرامی مالید

dabbed on perfume

عطر را به آرامی زد

dabbed the wound

زخم را به آرامی مالید

dabbed some cream

کمی کرم را به آرامی زد

dabbed the ink

جوهر را به آرامی مالید

dabbed the sweat

عرق را به آرامی مالید

dabbed with cloth

با پارچه به آرامی مالید

dabbed the sauce

سس را به آرامی مالید

جملات نمونه

she dabbed the paint on the canvas.

او رنگ را روی بوم نقاشی مالید.

he dabbed his forehead with a towel.

او پیشانی خود را با حوله‌ای مالید.

the nurse dabbed antiseptic on the wound.

پرستار آنتی‌سپتیک را روی زخم مالید.

she dabbed a bit of perfume behind her ears.

او کمی عطر را پشت گوش‌هایش مالید.

he dabbed at his eyes to stop the tears.

او چشمانش را مالید تا از جاری شدن اشک‌ها جلوگیری کند.

the chef dabbed the sauce on the plate.

آشپز سس را روی بشقاب مالید.

she dabbed at the spilled ink with a cloth.

او با پارچه‌ای جوهر ریخته شده را مالید.

he dabbed his brush into the water before painting.

او قبل از نقاشی قلم‌مویش را در آب مالید.

the artist dabbed colors to create texture.

هنرمند رنگ‌ها را مالید تا بافت ایجاد کند.

she dabbed her lips with lipstick.

او لب‌هایش را با رژ لب مالید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید