applied

[ایالات متحده]/ə'plaɪd/
[بریتانیا]/ə'plaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (به‌ویژه در یک حوزه خاص از علم) برای هدف خاصی استفاده می‌شود؛ عملی.

عبارات و ترکیب‌ها

applied mathematics

رياضيات کاربردي

applied research

تحقيق کاربردي

applied science

علم کاربردی

applied technology

فناوری کاربردی

applied range

محدوده کاربرد

applied chemistry

شيمي کاربردي

applied field

حوزه کاربرد

applied linguistics

زبان‌شناسی کاربردي

applied voltage

ولتاژ اعمالي

applied physics

فيزيك کاربردي

applied force

نيروي اعمالي

applied economics

اقتصاد کاربردي

applied load

بار اعمالي

applied materials

مواد کاربردي

applied psychology

روانشناسی کاربردي

applied stress

اعمال تنش

applied anatomy

آناتومی کاربردی

applied mechanics

مکانیک کاربردي

be applied with

با استفاده از اعمال شود

applied pressure

فشار اعمالي

جملات نمونه

applied a shellac finish to the cabinet.

من یک پوشش لاک الکل به کابینت زدم.

applied glue sparingly to the paper.

چسب را به مقدار کم به کاغذ زدم.

applied myself to my studies.

خودم را وقف تحصیل کردم.

I applied the paint flatly.

من رنگ را به صورت صاف اعمال کردم.

he applied full power.

او تمام قدرت را اعمال کرد.

the realm of applied chemistry.

حوزه شیمی کاربردی.

applied for the job in person.

برای شغل شخصاً درخواست دادم.

applied a protectant to the raw wood.

یک محافظ به چوب خام اعمال کردم.

He applied for a passport.

او برای دریافت گذرنامه درخواست داد.

He applied varnish to the table.

او لاک را روی میز اعمال کرد.

The law applied to all persons.

قانون برای همه افراد اعمال می‌شد.

He applied dye to the door.

او رنگ را به در اعمال کرد.

This medicine is to be applied externally.

این دارو باید به صورت خارجی استفاده شود.

The lotion should be applied sparingly to the skin.

کرم باید به مقدار کم روی پوست استفاده شود.

She applied calamine lotion to her sunburn.

او کرم کالامین را روی آفتاب سوختگی خود استفاده کرد.

she had applied for a number of positions.

او برای تعدادی از مشاغل درخواست کرده بود.

the sealer can be applied to new wood.

درزگیر را می‌توان روی چوب جدید استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

That physiological reaction can be applied to new technology.

واکنش فیزیولوژیکی می تواند به فناوری جدید اعمال شود.

منبع: VOA Video Highlights

The term can be applied to humans.

این اصطلاح را می توان به انسان ها اعمال کرد.

منبع: Connection Magazine

Fractal geometry is currently applied in many fields.

هندسه فراکتالی در حال حاضر در بسیاری از زمینه ها مورد استفاده قرار می گیرد.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Others of the party were now applied to.

سایر اعضای حزب اکنون اعمال شدند.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

The sanctions were also applied to their family members.

تحریم ها نیز به اعضای خانواده آنها اعمال شد.

منبع: BBC Listening Compilation March 2019

Not that any normal rules of dating applied here.

نه اینکه هیچ قانون عادی برای قرار ملاقات در اینجا اعمال نشود.

منبع: Twilight: Eclipse

Safeguards must be applied with reference to... Two criteria.

اقدامات امنیتی باید با توجه به... دو معیار اعمال شود.

منبع: Yes, Minister Season 1

But certain rules of decorum have traditionally applied, experts say.

اما قوانین آداب و رسوم به طور سنتی اعمال شده اند، کارشناسان می گویند.

منبع: Time

The principle of mass production at last applied to biology.

اصل تولید انبوه سرانجام به زیست شناسی اعمال شد.

منبع: Brave New World

Topical antibiotic ointment should be applied to prevent adjacent infection.

کرم آنتی بیوتیک موضعی باید برای جلوگیری از عفونت مجاور استفاده شود.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید