dabbing dance
رقص داب
dabbing emoji
ایموجی داب
dabbing trend
ترند داب
dabbing style
استایل داب
dabbing moves
حرکات داب
dabbing competition
مسابقه داب
dabbing culture
فرهنگ داب
dabbing video
ویدیو داب
dabbing song
آهنگ داب
dabbing challenge
چالش داب
he is dabbing paint on the canvas.
او در حال رنگآمیزی روی بوم نقاشی با ضربات آرام است.
she was dabbing her tears with a tissue.
او داشت اشکهایش را با دستمال پاک میکرد.
they were dabbing the spilled juice with a cloth.
آنها داشتند با یک پارچه آبمیوه ریخته شده را پاک میکردند.
he enjoys dabbing in different styles of art.
او از نقاشی کردن با سبکهای مختلف هنر لذت میبرد.
the dancer was dabbing her hands gracefully.
رقصنده به طور ظریف دستهای خود را حرکت میداد.
she is dabbing her makeup for a flawless look.
او در حال آرایش کردن برای داشتن ظاهری بینقص است.
he was dabbing on some cologne before the date.
او قبل از قرار ملاقات کمی ادکلن زد.
they were dabbing at the canvas with bright colors.
آنها با رنگهای روشن روی بوم نقاشی ضربه میزدند.
she is dabbing her brush in water before painting.
او قبل از نقاشی قلممویش را در آب میزد.
he was dabbing the wound with antiseptic.
او زخم را با مواد ضدعفونی کننده پاک میکرد.
dabbing dance
رقص داب
dabbing emoji
ایموجی داب
dabbing trend
ترند داب
dabbing style
استایل داب
dabbing moves
حرکات داب
dabbing competition
مسابقه داب
dabbing culture
فرهنگ داب
dabbing video
ویدیو داب
dabbing song
آهنگ داب
dabbing challenge
چالش داب
he is dabbing paint on the canvas.
او در حال رنگآمیزی روی بوم نقاشی با ضربات آرام است.
she was dabbing her tears with a tissue.
او داشت اشکهایش را با دستمال پاک میکرد.
they were dabbing the spilled juice with a cloth.
آنها داشتند با یک پارچه آبمیوه ریخته شده را پاک میکردند.
he enjoys dabbing in different styles of art.
او از نقاشی کردن با سبکهای مختلف هنر لذت میبرد.
the dancer was dabbing her hands gracefully.
رقصنده به طور ظریف دستهای خود را حرکت میداد.
she is dabbing her makeup for a flawless look.
او در حال آرایش کردن برای داشتن ظاهری بینقص است.
he was dabbing on some cologne before the date.
او قبل از قرار ملاقات کمی ادکلن زد.
they were dabbing at the canvas with bright colors.
آنها با رنگهای روشن روی بوم نقاشی ضربه میزدند.
she is dabbing her brush in water before painting.
او قبل از نقاشی قلممویش را در آب میزد.
he was dabbing the wound with antiseptic.
او زخم را با مواد ضدعفونی کننده پاک میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید