dabbings

[ایالات متحده]/ˈdæb.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdæb.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند زبر کردن سطح سنگ یا گچ

عبارات و ترکیب‌ها

dabbing dance

رقص داب

dabbing emoji

ایموجی داب

dabbing trend

ترند داب

dabbing style

استایل داب

dabbing moves

حرکات داب

dabbing competition

مسابقه داب

dabbing culture

فرهنگ داب

dabbing video

ویدیو داب

dabbing song

آهنگ داب

dabbing challenge

چالش داب

جملات نمونه

he is dabbing paint on the canvas.

او در حال رنگ‌آمیزی روی بوم نقاشی با ضربات آرام است.

she was dabbing her tears with a tissue.

او داشت اشک‌هایش را با دستمال پاک می‌کرد.

they were dabbing the spilled juice with a cloth.

آنها داشتند با یک پارچه آبمیوه ریخته شده را پاک می‌کردند.

he enjoys dabbing in different styles of art.

او از نقاشی کردن با سبک‌های مختلف هنر لذت می‌برد.

the dancer was dabbing her hands gracefully.

رقصنده به طور ظریف دست‌های خود را حرکت می‌داد.

she is dabbing her makeup for a flawless look.

او در حال آرایش کردن برای داشتن ظاهری بی‌نقص است.

he was dabbing on some cologne before the date.

او قبل از قرار ملاقات کمی ادکلن زد.

they were dabbing at the canvas with bright colors.

آنها با رنگ‌های روشن روی بوم نقاشی ضربه می‌زدند.

she is dabbing her brush in water before painting.

او قبل از نقاشی قلم‌مویش را در آب می‌زد.

he was dabbing the wound with antiseptic.

او زخم را با مواد ضدعفونی کننده پاک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید