dabs

[ایالات متحده]/dæbz/
[بریتانیا]/dæbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. سیستم نشانه‌گذاری آدرس گسسته; خدمات راه‌اندازی دسترسی دینامیک
n. مقادیر کوچک; ماهر در چیزی
v. به آرامی لمس کردن; به سرعت پاک کردن; به آرامی اعمال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dabs of paint

لکه‌های رنگ

makeup dabs

لکه‌های آرایش

dab on skin

مالیدن روی پوست

dab with cloth

مالیدن با پارچه

quick dabs

مالیدنی سریع

dab of oil

قطره روغن

dab of glue

قطره چسب

dab of cream

قطره کرم

dab on lips

مالیدن روی لب‌ها

dab at stain

مالیدن روی لکه

جملات نمونه

she dabs the paint on the canvas.

او رنگ را روی بوم می‌مالد.

he dabs his face with a tissue.

او صورت خود را با دستمال می‌مالد.

the artist dabs watercolors to create texture.

هنرمند برای ایجاد بافت، رنگ‌های آبرنگ می‌مالد.

she dabs perfume on her wrists.

او عطر را روی مچ دست خود می‌مالد.

he dabs at the stain on his shirt.

او سعی می‌کند لکه روی پیراهنش را با مالش پاک کند.

she dabs a bit of cream on her face.

او مقدار کمی کرم را روی صورت خود می‌مالد.

the chef dabs sauce on the plate for decoration.

آشپز برای تزئین، سس را روی بشقاب می‌مالد.

he dabs his eyes with a cloth to dry them.

او با پارچه چشمان خود را خشک می‌کند.

she dabs the sponge in water before cleaning.

او قبل از تمیز کردن، اسفنج را در آب می‌مالد.

he dabs at the keyboard to type quickly.

او برای تایپ سریع، به سرعت روی صفحه کلید می‌مالد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید