daffies

[ایالات متحده]/'dæfɪ/
[بریتانیا]/ˈdæfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب، غریب؛ احمق

عبارات و ترکیب‌ها

acting daffy

بازیگری دیوانه

جملات نمونه

He has a daffy sense of humor.

او حس شوخ‌طبعی عجیب و غریبی دارد.

She gave me a daffy look.

او نگاهی عجیب و غریب به من کرد.

The movie had a daffy plot.

فیلم طرحی عجیب و غریب داشت.

He made a daffy decision.

او تصمیمی عجیب و غریب گرفت.

She has a daffy personality.

او شخصیتی عجیب و غریب دارد.

The comedian's daffy antics made everyone laugh.

رفتارهای عجیب و غریب کمدین باعث خنده همه شد.

The daffy bird flew in circles around the tree.

پرنده عجیب و غریب به دور درخت چرخید.

Despite his daffy behavior, he is quite intelligent.

با وجود رفتار عجیب و غریبش، او بسیار باهوش است.

The daffy professor always kept his students entertained.

استاد عجیب و غریب همیشه دانشجویان را سرگرم می‌کرد.

She told a daffy joke that no one understood.

او جوکی عجیب و غریب تعریف کرد که هیچ کس نفهمید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید