dags

[ایالات متحده]/dæɡz/
[بریتانیا]/dæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌های پشم کثیف; حاشیه تزئینی; شخص بی‌هدف; صنعت ماهر
v. توده‌های مدفوع را چیدن; به نوارهای پارچه‌ای برش دادن; لبه‌ای چین‌دار به شکل فن دادن

عبارات و ترکیب‌ها

dags of fun

روزهای سرگرم کننده

good dags

روزهای خوب

dags ahead

روزهای پیش رو

crazy dags

روزهای دیوانه وار

happy dags

روزهای شاد

dags gone

روزهای گذشته

long dags

روزهای طولانی

dags of joy

روزهای شادی

wild dags

روزهای وحشی

dags together

روزهای با هم

جملات نمونه

we often go out for dags on weekends.

ما اغلب آخر هفته‌ها برای خوردن داگ به بیرون می‌رویم.

he loves to prepare dags for his friends.

او عاشق تهیه داگ برای دوستانش است.

they sell the best dags in town.

آنها بهترین داگ‌ها را در شهر می‌فروشند.

she ordered two dags with extra toppings.

او دو داگ با مواد روی اضافی سفارش داد.

we enjoyed our dags at the park.

ما از خوردن داگ‌هایمان در پارک لذت بردیم.

he claims his secret recipe makes the best dags.

او ادعا می‌کند دستور پخت مخفی‌اش بهترین داگ‌ها را می‌سازد.

the food truck specializes in gourmet dags.

کامیون غذا در تهیه داگ‌های گوروته تخصص دارد.

they are known for their spicy dags.

آنها به خاطر داگ‌های تندشان معروف هستند.

after the game, we grabbed some dags.

بعد از بازی، چند تا داگ گرفتیم.

my favorite toppings for dags are mustard and onions.

مفضل‌ترین مواد روی من برای داگ‌ها خردل و پیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید