days

[ایالات متحده]/deɪz/
[بریتانیا]/deɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره ۲۴ ساعته
adv. هر روز

عبارات و ترکیب‌ها

good old days

روزهای خوب قدیمی

last few days

چند روز گذشته

days gone by

روزهای گذشته

long days

روزهای طولانی

some days

چند روز

days ahead

روزهای آینده

busy days

روزهای پرمشغله

few days

چند روز

days later

روزها بعد

days off

روزهای تعطیل

جملات نمونه

these are the best days of my life.

این بهترین روزهای زندگی من هستند.

we have been waiting for days.

ما روزها منتظر بوده‌ایم.

in a few days, we will go on vacation.

در عرض چند روز، به تعطیلات خواهیم رفت.

she works long days at the office.

او روزهای طولانی در دفتر کار می‌کند.

days like these make me appreciate life.

روزهایی مانند این باعث می‌شود زندگی را قدر بدانم.

he counts the days until his birthday.

او روزها را تا تولدش می‌شمرد.

there are only a few days left in the month.

فقط چند روز تا پایان ماه باقی مانده است.

we spent our days exploring the city.

روزهای خود را صرف کاوش در شهر کردیم.

some days are better than others.

بعضی روزها بهتر از بقیه هستند.

she has good days and bad days.

او روزهای خوب و بد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید