danknesses

[ایالات متحده]/dæŋknəsɪz/
[بریتانیا]/dæŋknəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی مرطوب یا خیسی

عبارات و ترکیب‌ها

danknesses abound

وفور قدردانی

danknesses arise

ظهور قدردانی

danknesses linger

قدردانی طولانی می شود

danknesses persist

قدردانی ادامه دارد

danknesses increase

افزایش قدردانی

danknesses threaten

قدردانی تهدید می کند

danknesses overwhelm

قدردانی غرق می کند

danknesses contribute

قدردانی کمک می کند

danknesses diminish

کاهش قدردانی

danknesses hide

قدردانی پنهان می شود

جملات نمونه

the danknesses of the basement were overwhelming.

بوی نم‌گرفتگی زیرزمین طاقت‌فرسا بود.

we noticed the danknesses in the old library.

ما متوجه بوی نم‌گرفتگی در کتابخانه قدیمی شدیم.

the danknesses of the cave made it hard to breathe.

بوی نم‌گرفتگی غار تنفس را دشوار می‌کرد.

she complained about the danknesses of the weather.

او در مورد بوی نم‌گرفتگی هوا شکایت کرد.

he couldn't stand the danknesses of his apartment.

او نمی‌توانست بوی نم‌گرفتگی آپارتمانش را تحمل کند.

the danknesses created a musty smell in the room.

بوی نم‌گرفتگی بوی نم‌گرفتگی در اتاق ایجاد کرد.

they tried to eliminate the danknesses with a dehumidifier.

آنها سعی کردند بوی نم‌گرفتگی را با یک رطوبت‌گیر از بین ببرند.

we could feel the danknesses as we entered the tunnel.

ما می‌توانستیم بوی نم‌گرفتگی را هنگام ورود به تونل احساس کنیم.

the danknesses were a breeding ground for mold.

بوی نم‌گرفتگی یک محیط مناسب برای رشد کپک بود.

he described the danknesses of the forest after the rain.

او بوی نم‌گرفتگی جنگل پس از باران را توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید