danus

[ایالات متحده]/ˈdɑːnəs/
[بریتانیا]/ˈdænəs/

ترجمه

n. Danus (نام خاص)

جملات نمونه

he's such a danus, always flirting with different girls every week.

او چنین فردی است، هر هفته با دخترهای مختلف لیلی می‌کند.

my friend warned me about him because he's a known danus.

دوست من به من درباره‌ی او هشدار داد چون او یک دانوس معروف است.

don't trust him, he's a danus who never commits.

به او اعتماد نکن، او یک دانوس است که هرگز تعهد نمی‌کند.

she called him a danus after he ghosted her.

پس از اینکه او را گم کرد، او را دانوس نامید.

the danus at the party was trying to pick up every girl.

دانوس در جشن، سعی می‌کرد هر دختری را جذب کند.

i told him to stop being a danus and settle down.

به او گفتم که دیگر دانوس نباشد و آرام شود.

he's famous as a danus in our university.

او به عنوان یک دانوس در دانشگاه ما معروف است.

no wonder she left him, he's a total danus.

خیلی عجیب نیست که او را ترک کرد، او یک دانوس کامل است.

the danus always has excuses for not being in a relationship.

دانوس همیشه عذری برای عدم داشتن رابطه دارد.

she finally realized he was a danus and moved on.

او در نهایت متوجه شد که او یک دانوس است و از آن راه گذشت.

being a danus might be fun for a while, but it gets lonely.

بودن یک دانوس ممکن است برای مدتی سرگرم کننده باشد، اما تنها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید