dappled

[ایالات متحده]/ˈdæpld/
[بریتانیا]/ˈdæpld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لکه دار

عبارات و ترکیب‌ها

dappled sunlight

نور آفتاب ملایم

dappled shade

سایه ملایم

جملات نمونه

the floor was dappled with pale moonlight.

کف خانه با نور مهتاب رنگین و کمرنگ شده بود.

The dappled horse now began to go ahead.

اسب خال‌خالی اکنون شروع به حرکت کرد.

The sunlight filtered through the dappled leaves of the trees.

نور خورشید از میان برگ‌های خال‌خالی درختان عبور می‌کرد.

The dappled horse trotted gracefully across the field.

اسب خال‌خالی با وقار در سراسر مزرعه می‌تافت.

She sat under the dappled shade of the old oak tree.

او زیر سایه خال‌خالی درخت بلوط قدیمی نشست.

The dappled pattern on the fabric added a touch of elegance to the dress.

الگوی خال‌خالی روی پارچه، ظاهری شیک به لباس بخشید.

The dappled light danced on the surface of the water.

نور خال‌خالی روی سطح آب می‌رقصید.

The painter captured the dappled effect of light and shadow in his artwork.

نقاش اثر نور و سایه خال‌خالی را در اثر هنری خود به تصویر کشید.

The dappled colors of the sunset painted the sky in a breathtaking display.

رنگ‌های خال‌خالی غروب خورشید آسمان را در نمایشی نفس‌گیر رنگ‌آمیزی کردند.

The dappled fur of the leopard camouflaged it perfectly in the dappled forest.

پوشش خال‌خالی پلنگ آن را به طور کامل در جنگل خال‌خالی پنهان می‌کرد.

The dappled effect of the light filtering through the stained glass windows created a beautiful mosaic on the floor.

اثر خال‌خالی نور که از طریق پنجره‌های витраژ عبور می‌کرد، یک موزاییک زیبا روی زمین ایجاد کرد.

She wore a dappled scarf around her neck to add a pop of color to her outfit.

او یک روسری خال‌خالی دور گردنش انداخت تا به لباسش رنگی اضافه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید