| جمع | darners |
sock darner
بافت جوراب
darner needle
نییدل دارنر
darner tool
ابزار دارنر
darner stitch
دوخت دارنر
darner kit
ست دارنر
darner repair
تعمیر دارنر
darner yarn
نخ دارنر
darner technique
تکنیک دارنر
darner project
پروژه دارنر
hand darner
دارنر دستی
the darner was busy repairing the torn fabric.
دارنر مشغول تعمیر پارچه پاره بود.
she used a darner to fix her favorite sweater.
او از دارنر برای تعمیر ژاکت مورد علاقه اش استفاده کرد.
he learned how to use a darner in his sewing class.
او یاد گرفت که چگونه از دارنر در کلاس خیاطی خود استفاده کند.
the darner is an essential tool for knitters.
دارنر یک ابزار ضروری برای بافندگان است.
she carefully threaded the darner before starting her work.
او قبل از شروع کار، دارنر را با دقت نخ کرد.
using a darner can extend the life of your clothes.
استفاده از دارنر می تواند طول عمر لباس های شما را افزایش دهد.
the darner helped her patch up the hole in her jeans.
دارنر به او کمک کرد تا سوراخ شلوارهای جینش را وصله کند.
he always keeps a darner in his sewing kit.
او همیشه یک دارنر در کیت خیاطی خود نگه می دارد.
she admired the darner's craftsmanship on the quilt.
او از مهارت دارنر در لحاف استقبال کرد.
the darner can be used for both embroidery and mending.
می توان از دارنر هم برای گلدوزی و هم برای تعمیر استفاده کرد.
sock darner
بافت جوراب
darner needle
نییدل دارنر
darner tool
ابزار دارنر
darner stitch
دوخت دارنر
darner kit
ست دارنر
darner repair
تعمیر دارنر
darner yarn
نخ دارنر
darner technique
تکنیک دارنر
darner project
پروژه دارنر
hand darner
دارنر دستی
the darner was busy repairing the torn fabric.
دارنر مشغول تعمیر پارچه پاره بود.
she used a darner to fix her favorite sweater.
او از دارنر برای تعمیر ژاکت مورد علاقه اش استفاده کرد.
he learned how to use a darner in his sewing class.
او یاد گرفت که چگونه از دارنر در کلاس خیاطی خود استفاده کند.
the darner is an essential tool for knitters.
دارنر یک ابزار ضروری برای بافندگان است.
she carefully threaded the darner before starting her work.
او قبل از شروع کار، دارنر را با دقت نخ کرد.
using a darner can extend the life of your clothes.
استفاده از دارنر می تواند طول عمر لباس های شما را افزایش دهد.
the darner helped her patch up the hole in her jeans.
دارنر به او کمک کرد تا سوراخ شلوارهای جینش را وصله کند.
he always keeps a darner in his sewing kit.
او همیشه یک دارنر در کیت خیاطی خود نگه می دارد.
she admired the darner's craftsmanship on the quilt.
او از مهارت دارنر در لحاف استقبال کرد.
the darner can be used for both embroidery and mending.
می توان از دارنر هم برای گلدوزی و هم برای تعمیر استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید