darner

[ایالات متحده]/ˈdɑːnə/
[بریتانیا]/ˈdɑrnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که لباس را تعمیر یا اصلاح می‌کند; یک سوزن بافندگی; یک تخته بافندگی
Word Forms
جمعdarners

عبارات و ترکیب‌ها

sock darner

بافت جوراب

darner needle

نییدل دارنر

darner tool

ابزار دارنر

darner stitch

دوخت دارنر

darner kit

ست دارنر

darner repair

تعمیر دارنر

darner yarn

نخ دارنر

darner technique

تکنیک دارنر

darner project

پروژه دارنر

hand darner

دارنر دستی

جملات نمونه

the darner was busy repairing the torn fabric.

دارنر مشغول تعمیر پارچه پاره بود.

she used a darner to fix her favorite sweater.

او از دارنر برای تعمیر ژاکت مورد علاقه اش استفاده کرد.

he learned how to use a darner in his sewing class.

او یاد گرفت که چگونه از دارنر در کلاس خیاطی خود استفاده کند.

the darner is an essential tool for knitters.

دارنر یک ابزار ضروری برای بافندگان است.

she carefully threaded the darner before starting her work.

او قبل از شروع کار، دارنر را با دقت نخ کرد.

using a darner can extend the life of your clothes.

استفاده از دارنر می تواند طول عمر لباس های شما را افزایش دهد.

the darner helped her patch up the hole in her jeans.

دارنر به او کمک کرد تا سوراخ شلوارهای جینش را وصله کند.

he always keeps a darner in his sewing kit.

او همیشه یک دارنر در کیت خیاطی خود نگه می دارد.

she admired the darner's craftsmanship on the quilt.

او از مهارت دارنر در لحاف استقبال کرد.

the darner can be used for both embroidery and mending.

می توان از دارنر هم برای گلدوزی و هم برای تعمیر استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید