dashboards

[ایالات متحده]/ˈdæʃbɔːdz/
[بریتانیا]/ˈdæʃbɔrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع داشبورد

عبارات و ترکیب‌ها

sales dashboards

داشبورد‌های فروش

performance dashboards

داشبورد‌های عملکرد

analytics dashboards

داشبورد‌های تحلیلی

project dashboards

داشبورد‌های پروژه

management dashboards

داشبورد‌های مدیریتی

data dashboards

داشبورد‌های داده

financial dashboards

داشبورد‌های مالی

executive dashboards

داشبورد‌های اجرایی

user dashboards

داشبورد‌های کاربر

custom dashboards

داشبورد‌های سفارشی

جملات نمونه

we need to create interactive dashboards for our data analysis.

ما نیاز به ایجاد داشبوردهای تعاملی برای تجزیه و تحلیل داده‌های خود داریم.

dashboards can help visualize key performance indicators.

داشبوردها می‌توانند به تجسم شاخص‌های کلیدی عملکرد کمک کنند.

the new dashboards provide real-time insights into our operations.

داشبوردهای جدید بینش‌های بلادرنگ در مورد عملیات ما ارائه می‌دهند.

users can customize their dashboards to fit their needs.

کاربران می‌توانند داشبوردهای خود را برای برآوردن نیازهای خود سفارشی کنند.

we will integrate various data sources into the dashboards.

ما منابع داده مختلف را در داشبوردها ادغام خواهیم کرد.

dashboards are essential tools for business intelligence.

داشبوردها ابزارهای ضروری برای هوش تجاری هستند.

our team is developing dashboards to track project progress.

تیم ما در حال توسعه داشبوردهایی برای پیگیری پیشرفت پروژه است.

effective dashboards facilitate better decision-making.

داشبوردهای مؤثر امکان تصمیم‌گیری بهتر را فراهم می‌کنند.

dashboards allow for quick comparisons between different metrics.

داشبوردها امکان مقایسه سریع بین معیارهای مختلف را فراهم می‌کنند.

we use dashboards to monitor customer engagement levels.

ما از داشبوردها برای نظارت بر سطح تعامل مشتری استفاده می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید