dashes

[ایالات متحده]/dæʃɪz/
[بریتانیا]/dæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع دَش؛ یک علامت نگارشی؛ شتاب؛ مقدار کم؛ عجله
v. سوم شخص مفرد دَش؛ به عجله رفتن؛ با شدت پرتاب کردن؛ برخورد کردن؛ به سرعت نوشتن یا کشیدن؛ به تکه‌های کوچک شکستن

عبارات و ترکیب‌ها

run with dashes

اجرا با خط تیره

dashes and dots

خط تیره و نقطه

insert dashes

وارد کردن خط تیره

remove dashes

حذف خط تیره

dashes in text

خط تیره در متن

use dashes

استفاده از خط تیره

dashes for emphasis

خط تیره برای تاکید

dashes between words

خط تیره بین کلمات

double dashes

خط تیره دوگانه

single dashes

خط تیره تکی

جملات نمونه

she dashed to the store before it closed.

او قبل از بسته شدن مغازه به سرعت به آنجا رفت.

he dashed off a quick email to his boss.

او یک ایمیل سریع برای رئیسش فرستاد.

the dog dashed across the street.

سگ از خیابان به سرعت گذشت.

they dashed to catch the bus.

آنها برای گرفتن اتوبوس به سرعت رفتند.

she dashed into the room to grab her bag.

او برای برداشتن کیفش به سرعت وارد اتاق شد.

he dashed home after work.

او بعد از کار به سرعت به خانه رفت.

we dashed through the rain to reach the shelter.

ما برای رسیدن به پناهگاه در باران به سرعت عبور کردیم.

the children dashed around the playground.

کودکان در اطراف زمین بازی به سرعت دویدند.

she dashed to finish her homework before dinner.

او برای انجام تکالیفش قبل از شام به سرعت رفت.

he dashed to the finish line in the race.

او برای رسیدن به خط پایان در مسابقه به سرعت رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید