dots

[ایالات متحده]/[dɒts]/
[بریتانیا]/[dɒts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌های کوچک گرد؛ یک لکه یا نشانه کوچک؛ یک دایره یا شکل گرد کوچک
v. با نقاط علامت‌گذاری کردن؛ چیزها را با نقاط به هم متصل کردن
adj. با نقاط مشخص شده

عبارات و ترکیب‌ها

connect the dots

وصل کردن نقاط

dots and dashes

نقطه‌ها و خط تیره

dots appeared

نقاط ظاهر شدند

dots connected

نقاط به هم متصل شدند

dots faded

نقاط محو شدند

lots of dots

نقطه‌های زیاد

dotted line

خط نقطه‌چین

dotted paper

کاغذ نقطه‌چین

joining dots

وصل کردن نقاط

seeing dots

دیدن نقاط

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید