daunted

[ایالات متحده]/dɔːntɪd/
[بریتانیا]/dɔntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی daunt

عبارات و ترکیب‌ها

not daunted

ترسیده نشده

daunted by

ترسیده از

daunted at

ترسیده در

daunted by challenges

ترسیده از چالش‌ها

daunted by fear

ترسیده از ترس

daunted yet determined

با وجود ترس، مصمم

daunted but hopeful

با وجود ترس، امیدوار

daunted by obstacles

ترسیده از موانع

daunted in silence

در سکوت ترسیده

daunted and overwhelmed

ترسیده و درهم شکسته

جملات نمونه

she was daunted by the complexity of the project.

او از پیچیدگی پروژه احساس دلسردگی می‌کرد.

despite being daunted, he decided to take on the challenge.

با وجود احساس دلسردگی، او تصمیم گرفت چالش را بپذیرد.

many students are daunted by the exam's difficulty.

بسیاری از دانش آموزان از سختی امتحان احساس دلسردگی می‌کنند.

she felt daunted when she first entered the competition.

وقتی برای اولین بار وارد مسابقه شد، احساس دلسردگی کرد.

he was not daunted by the criticism he received.

او از انتقاداتی که دریافت کرد، دلسرد نشد.

some people are easily daunted by public speaking.

برخی از افراد به راحتی از سخنرانی در جمع دلسرد می‌شوند.

the daunting task ahead made her anxious.

وظیفه دشواری که در پیش داشت، او را مضطرب کرد.

she was daunted but determined to succeed.

او احساس دلسردگی می‌کرد اما مصمم به موفقیت بود.

he was daunted by the amount of work required.

او از حجم کاری که لازم بود انجام شود، احساس دلسردگی می‌کرد.

even though she felt daunted, she pushed through.

با وجود اینکه احساس دلسردگی می‌کرد، به تلاش خود ادامه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید