daybreak arrives
روز روشن میرسد
before daybreak
قبل از روز روشن
daybreak glow
تابش روز روشن
early daybreak
روز روشن زودهنگام
daybreaks signal
نشانهی روز روشن
watching daybreak
تماشای روز روشن
after daybreak
بعد از روز روشن
daybreak paints
روز روشن نقاشی میکند
daybreak light
نور روز روشن
daybreak's beauty
زیبایی روز روشن
we waited for daybreaks to see if the storm would pass.
ما منتظر طلوع روزها بودیم تا ببینیم طوفان از میان خواهد گذشت یا خیر.
the artist captured the beauty of daybreaks in her paintings.
هنرمند زیبایی طلوع روزها را در نقاشیهایش به تصویر کشید.
daybreaks over the mountains were particularly stunning this week.
طلوع روزها در بالای کوهها این هفته بهویژه چشمنواز بود.
she loved waking up early to watch the daybreaks.
او عاشق بیدار شدن زود برای تماشای طلوع روزها بود.
the fisherman headed out to sea before daybreaks.
ماهیگیر قبل از طلوع روزها به دریا رفت.
the birds began to sing as daybreaks approached.
با نزدیک شدن طلوع روزها، پرندگان شروع به خواندن کردند.
the sunrise and daybreaks painted the sky with vibrant colors.
طلوع خورشید و طلوع روزها آسمان را با رنگهای زنده رنگآمیزی کردند.
after long nights, the promise of daybreaks felt incredibly hopeful.
بعد از شبهای طولانی، وعده طلوع روزها بسیار امیدوارکننده به نظر میرسید.
they camped out to experience the magic of daybreaks in the desert.
آنها برای تجربه جادوی طلوع روزها در صحرا کمپ کردند.
the photographer sought the perfect angle to capture daybreaks.
عکاس به دنبال زاویه مناسب برای به تصویر کشیدن طلوع روزها بود.
the village awoke as daybreaks illuminated the valley.
طلوع روزها دهکده را روشن کرد و مردم از خواب بیدار شدند.
daybreak arrives
روز روشن میرسد
before daybreak
قبل از روز روشن
daybreak glow
تابش روز روشن
early daybreak
روز روشن زودهنگام
daybreaks signal
نشانهی روز روشن
watching daybreak
تماشای روز روشن
after daybreak
بعد از روز روشن
daybreak paints
روز روشن نقاشی میکند
daybreak light
نور روز روشن
daybreak's beauty
زیبایی روز روشن
we waited for daybreaks to see if the storm would pass.
ما منتظر طلوع روزها بودیم تا ببینیم طوفان از میان خواهد گذشت یا خیر.
the artist captured the beauty of daybreaks in her paintings.
هنرمند زیبایی طلوع روزها را در نقاشیهایش به تصویر کشید.
daybreaks over the mountains were particularly stunning this week.
طلوع روزها در بالای کوهها این هفته بهویژه چشمنواز بود.
she loved waking up early to watch the daybreaks.
او عاشق بیدار شدن زود برای تماشای طلوع روزها بود.
the fisherman headed out to sea before daybreaks.
ماهیگیر قبل از طلوع روزها به دریا رفت.
the birds began to sing as daybreaks approached.
با نزدیک شدن طلوع روزها، پرندگان شروع به خواندن کردند.
the sunrise and daybreaks painted the sky with vibrant colors.
طلوع خورشید و طلوع روزها آسمان را با رنگهای زنده رنگآمیزی کردند.
after long nights, the promise of daybreaks felt incredibly hopeful.
بعد از شبهای طولانی، وعده طلوع روزها بسیار امیدوارکننده به نظر میرسید.
they camped out to experience the magic of daybreaks in the desert.
آنها برای تجربه جادوی طلوع روزها در صحرا کمپ کردند.
the photographer sought the perfect angle to capture daybreaks.
عکاس به دنبال زاویه مناسب برای به تصویر کشیدن طلوع روزها بود.
the village awoke as daybreaks illuminated the valley.
طلوع روزها دهکده را روشن کرد و مردم از خواب بیدار شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید