daypack

[ایالات متحده]/ˈdeɪpæk/
[بریتانیا]/ˈdeɪpæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کوله‌پشتی کوچک که برای سفر یا حمل کتاب‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

lightweight daypack

کوله پشتی سبک

daypack features

ویژگی‌های کوله پشتی

daypack storage

فضای ذخیره‌سازی کوله پشتی

daypack design

طراحی کوله پشتی

daypack review

بررسی کوله پشتی

daypack size

اندازه کوله پشتی

daypack accessories

لوازم جانبی کوله پشتی

daypack straps

کمربند کوله پشتی

daypack capacity

ظرفیت کوله پشتی

daypack materials

مواد کوله پشتی

جملات نمونه

i packed my daypack with snacks and water for the hike.

من کوله‌پشتی خود را با تنقلات و آب برای پیاده‌روی آماده کردم.

the daypack is perfect for a short trip.

کوله‌پشتی برای یک سفر کوتاه عالی است.

make sure to choose a comfortable daypack for your adventures.

مطمئن شوید که یک کوله‌پشتی راحت برای ماجراجویی‌های خود انتخاب کنید.

he carried his daypack while exploring the city.

او در حالی که شهر را کاوش می‌کرد، کوله‌پشتی خود را حمل می‌کرد.

a lightweight daypack is essential for day hikes.

یک کوله‌پشتی سبک وزن برای پیاده‌روی‌های یک روزه ضروری است.

she organized her gear neatly in her daypack.

او وسایل خود را به طور مرتب در کوله‌پشتی خود مرتب کرد.

my daypack has multiple compartments for better organization.

کوله‌پشتی من دارای چندین محفظه برای سازماندهی بهتر است.

don't forget to check the weather before packing your daypack.

قبل از بستن کوله‌پشتی خود، فراموش نکنید شرایط آب و هوا را بررسی کنید.

he prefers a daypack with a hydration system.

او ترجیح می‌دهد کوله‌پشتی‌ای با سیستم هیدراتاسیون داشته باشد.

her daypack was filled with all the essentials for the trip.

کوله‌پشتی او با تمام وسایل ضروری برای سفر پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید