dazzler

[ایالات متحده]/ˈdæz.lə(r)/
[بریتانیا]/ˈdæz.lɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که شگفت‌انگیز یا عالی است.
شکل‌های واژه
جمعdazzlers

عبارات و ترکیب‌ها

a real dazzler

یک واقعی دازلر

a total dazzler

کلی دازلر

جملات نمونه

english sentence

جمله انگلیسی

the dazzler fireworks lit up the entire sky.

نورانی‌های دازلر آسمان کل را روشن کردند.

she was a dazzler at the ballroom dance competition.

او در مسابقه رقص سالن یک دازلر بود.

the new sports car is a real dazzler on the highway.

ماشین ورزشی جدید در جاده یک دازلر واقعی است.

the singer was the dazzler of the music festival.

خواننده دازلر مسابقه موسیقی بود.

this dazzler of a dress turned heads at the party.

این لباس دازلر در جشن توجه را جلب کرد.

the magician performed a dazzler of a trick.

جادوگر یک فریب دازلر انجام داد.

the autumn leaves created a dazzler of colors in the forest.

برگ‌های پاییزی یک دازلر رنگ در جنگل ایجاد کردند.

the diamond necklace was a dazzler in the museum exhibit.

گردنبند الماس یک دازلر در نمایشگاه موزه بود.

he is known as a dazzler in the business world.

او به عنوان یک دازلر در دنیای کسب و کار شناخته می‌شود.

the sunset was a dazzler of reds and oranges.

غروب خورشید یک دازلر از قرمز و نارنجی بود.

the ice skater performed a dazzler routine.

تک‌پایی یخ یک روتین دازلر انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید