de-ice

[ایالات متحده]/[diːˈaɪs]/
[بریتانیا]/[diːˈaɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یخ‌زدایی کردن از یک سطح، به ویژه یک وسیله نقلیه یا هواپیما؛ آزاد کردن چیزی از یخ.
v. (passive) یخ‌زدایی شده بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

de-ice the roads

هوا را یخ‌زدایی کنید

de-icing equipment

تجهیزات یخ‌زدایی

de-iced windshield

شیشه‌ جلو یخ‌زدایی شده

de-ice runway

مسیر پرواز را یخ‌زدایی کنید

de-icing fluid

مایع یخ‌زدایی

de-iced car

خودروی یخ‌زدایی شده

de-icing process

فرآیند یخ‌زدایی

de-ice overnight

در طول شب یخ‌زدایی کنید

de-icing team

تیم یخ‌زدایی

de-iced pipes

لوله های یخ‌زدایی شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید