de-ices

[ایالات متحده]/[diːˈaɪs]/
[بریتانیا]/[diːˈaɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ( transitiv) از یک سطح یخ را برداشتن.
v. ( intransitiv) یخ از یک سطح برداشته شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

de-ices roads

جاده‌ها را یخ‌زدایی می‌کند

car de-ices

ماشین یخ‌زدایی می‌کند

de-ices quickly

سریع یخ‌زدایی می‌کند

جملات نمونه

the airport crew de-ices planes before the snowstorm.

تیم فرودگاه قبل از بارش برف، هواپیماها را از یخ بر می دارد.

we need to de-ice the driveway to get the car out.

ما نیاز داریم تا راهرو را از یخ برداریم تا ماشین را بیرون بیاوریم.

the de-icing solution prevents ice buildup on the roads.

حلال یخ زدایی جمع شدن یخ روی جاده‌ها را جلوگیری می‌کند.

regular de-icing is essential during winter months.

یخ زدایی منظم در ماه‌های زمستانی ضروری است.

they quickly de-ice the sidewalks for pedestrian safety.

آنها به سرعت راهپله‌ها را از یخ بر می دارند تا امنیت پیاده روی را تضمین کنند.

the de-icing equipment is vital for maintaining safe travel.

تجهیزات یخ زدایی برای حفظ سفر ایمن ضروری است.

the company uses a special de-icing spray on the bridge.

شرکت یک پاشیدن ویژه یخ زدایی روی پل استفاده می کند.

de-icing the pipes prevents them from freezing and bursting.

یخ زدایی لوله‌ها از جمع شدن یخ و اسپری شدن آن‌ها جلوگیری می‌کند.

the city’s de-icing team worked through the night.

تیم یخ زدایی شهر طی شب کار کرد.

we hired a service to de-ice our long driveway.

ما یک خدمات را استخدام کردیم تا راهرو طولانی ما را از یخ بردارد.

environmentally friendly de-icing products are becoming more popular.

محصولات یخ زدایی دوست محیط زیست بیشتر محبوب می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید