thaws

[ایالات متحده]/θɔːz/
[بریتانیا]/θɔz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب و هوای گرم کافی برای ذوب شدن برف یا یخ؛ بهبود در روابط بین کشورهای متخاصم؛ برف ذوب شده
v. ذوب شدن (همانند در آب و هوا)؛ متعادل کردن (نگرش، احساسات و غیره)؛ ذوب کردن (یخ، برف یا غذای منجمد)؛ نرم کردن؛ باعث ذوب شدن یا گرم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ice thaws

ذوب شدن یخ

snow thaws

ذوب شدن برف

permafrost thaws

ذوب شدن یخوان همیشگی

frost thaws

ذوب شدن سرما

ground thaws

ذوب شدن زمین

winter thaws

ذوب شدن زمستان

water thaws

ذوب شدن آب

thawing thaws

ذوب شدن در حال ذوب شدن

sun thaws

آفتاب ذوب می‌کند

iceberg thaws

ذوب شدن کوه یخ

جملات نمونه

the ice thaws in the spring.

یخ در بهار آب می‌شود.

as the sun rises, the snow thaws.

همانطور که خورشید طلوع می‌کند، برف‌ها آب می‌شوند.

he thaws the frozen meat before cooking.

او گوشت یخ‌زده را قبل از پختن آب می‌کند.

the warmth thaws the ground after a long winter.

گرما زمین را پس از یک زمستان طولانی آب می‌کند.

she thaws her feelings towards him slowly.

او به آرامی احساسات خود را نسبت به او نرم می‌کند.

the thawing process takes several hours.

فرآیند آب شدن چندین ساعت طول می‌کشد.

once the ice thaws, we can go fishing.

وقتی یخ‌ها آب می‌شوند، می‌توانیم ماهیگیری کنیم.

he thaws his relationships with old friends.

او روابط خود را با دوستان قدیمی ترمیم می‌کند.

the river thaws earlier than usual this year.

رودخانه امسال زودتر از حد معمول آب می‌شود.

the sun thaws the frost on the grass.

خورشید یخ‌زدگی روی چمن را آب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید