deathbeds of heroes
تختچههای قهرمانان
deathbeds and regrets
تختچهها و پشیمانیها
deathbeds of family
تختچههای خانواده
deathbeds reveal truth
تختچهها حقیقت را آشکار میکنند
deathbeds and forgiveness
تختچهها و بخشش
deathbeds and peace
تختچهها و صلح
deathbeds of legends
تختچههای افسانهها
deathbeds and memories
تختچهها و خاطرات
deathbeds and closure
تختچهها و پایان دادن به موضوع
many people reflect on their lives while lying on their deathbeds.
بسیاری از افراد در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده اند، به زندگی خود فکر می کنند.
he made peace with his family on his deathbed.
او قبل از مرگ با خانواده خود آشتی کرد.
some people express their last wishes on their deathbeds.
برخی از افراد آخرین خواسته های خود را در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده اند، بیان می کنند.
deathbeds can be a place of reconciliation.
تخت مرگ می تواند مکانی برای آشتی باشد.
she wrote letters to her loved ones from her deathbed.
او نامههایی به عزیزانش از تخت مرگ خود نوشت.
his deathbed confession shocked everyone.
اعتراف او در تخت مرگ همه را شوکه کرد.
the stories told on deathbeds often reveal deep truths.
داستان هایی که در تخت مرگ گفته می شود اغلب حقایق عمیقی را آشکار می کنند.
they gathered around her deathbed to say goodbye.
آنها برای خداحافظی دور تخت مرگ او جمع شدند.
he found comfort in his faith on his deathbed.
او در ایمان خود آرامش یافت در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده بود.
deathbeds are often filled with emotions and memories.
تخت مرگ اغلب پر از احساسات و خاطرات است.
deathbeds of heroes
تختچههای قهرمانان
deathbeds and regrets
تختچهها و پشیمانیها
deathbeds of family
تختچههای خانواده
deathbeds reveal truth
تختچهها حقیقت را آشکار میکنند
deathbeds and forgiveness
تختچهها و بخشش
deathbeds and peace
تختچهها و صلح
deathbeds of legends
تختچههای افسانهها
deathbeds and memories
تختچهها و خاطرات
deathbeds and closure
تختچهها و پایان دادن به موضوع
many people reflect on their lives while lying on their deathbeds.
بسیاری از افراد در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده اند، به زندگی خود فکر می کنند.
he made peace with his family on his deathbed.
او قبل از مرگ با خانواده خود آشتی کرد.
some people express their last wishes on their deathbeds.
برخی از افراد آخرین خواسته های خود را در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده اند، بیان می کنند.
deathbeds can be a place of reconciliation.
تخت مرگ می تواند مکانی برای آشتی باشد.
she wrote letters to her loved ones from her deathbed.
او نامههایی به عزیزانش از تخت مرگ خود نوشت.
his deathbed confession shocked everyone.
اعتراف او در تخت مرگ همه را شوکه کرد.
the stories told on deathbeds often reveal deep truths.
داستان هایی که در تخت مرگ گفته می شود اغلب حقایق عمیقی را آشکار می کنند.
they gathered around her deathbed to say goodbye.
آنها برای خداحافظی دور تخت مرگ او جمع شدند.
he found comfort in his faith on his deathbed.
او در ایمان خود آرامش یافت در حالی که روی تخت مرگ خود دراز کشیده بود.
deathbeds are often filled with emotions and memories.
تخت مرگ اغلب پر از احساسات و خاطرات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید