deathwatch

[ایالات متحده]/ˈdɛθˌwɒtʃ/
[بریتانیا]/ˈdɛθˌwɑːtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبانی از یک شخص در حال مرگ; عمل نگهبانی در کنار بستر مرگ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deathwatch beetle

گورخر نوک‌دندان

deathwatch clock

ساعت گورخر

deathwatch list

لیست گورخر

deathwatch vigil

نگهداری گورخر

deathwatch service

خدمات گورخر

deathwatch committee

کمیته گورخر

deathwatch report

گزارش گورخر

deathwatch meeting

جلسه گورخر

deathwatch protocol

پروتکل گورخر

deathwatch program

برنامه گورخر

جملات نمونه

the deathwatch beetle is known for its distinctive sound.

سر و صدای متمایز شدن برای سوسک مرگ‌نگهدارنده مشهور است.

during the night, the deathwatch ticks can be heard in the silence.

در طول شب، صدای مرگ‌نگهدارنده را می‌توان در سکوت شنید.

the old house was filled with deathwatch beetles.

خانه قدیمی پر از سوسک‌های مرگ‌نگهدارنده بود.

many people believe that the deathwatch beetle's sound is an omen.

بسیاری از مردم معتقدند صدای سوسک مرگ‌نگهدارنده نشانه‌ای است.

she felt a chill when she heard the deathwatch ticks.

وقتی صدای مرگ‌نگهدارنده را شنید، احساس سرما کرد.

the deathwatch is often associated with superstition.

مرگ‌نگهدارنده اغلب با خرافات مرتبط است.

in literature, the deathwatch symbolizes impending doom.

در ادبیات، مرگ‌نگهدارنده نشانه‌ای از سرنوشت قریب‌الوقوع است.

he set up a deathwatch for his ailing grandfather.

او برای پدربزرگ بیمار خود مراسم مرگ‌نگهدارنده برگزار کرد.

the deathwatch was a solemn affair, filled with quiet reflection.

مرگ‌نگهدارنده یک مراسم جدی بود که با تأملات آرام پر شده بود.

they gathered for a deathwatch, honoring their loved one.

آنها برای مراسم مرگ‌نگهدارنده گرد هم آمدند و به عزیزانشان ادای احترام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید