vigil

[ایالات متحده]/'vɪdʒɪl/
[بریتانیا]/'vɪdʒɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیداری، به ویژه در شب، برای نگهبانی یا دعا کردن قبل از یک جشن مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

candlelight vigil

نور شمع

hold a vigil

برگزاری تظاهرات

attend a vigil

حضور در تظاهرات

prayer vigil

تظاهرات دعا

جملات نمونه

a jittery vigil in the dark.

یک نگهبانی مضطرب در تاریکی.

a silent vigil outside the presidential palace

یک نگهبانی خاموش در خارج از کاخ ریاست جمهوری

a vigil for the murdered politician

یک تظاهرات برای سیاستمدار مقتول

my birdwatching vigils lasted for hours.

ساعتها در حال تماشای پرندگان بودم.

as he lay in a coma the family kept vigil .

در حالی که او در حالت کما به سر می‌برد، خانواده کنار بستر او مراقبت می‌کردند.

For three nights, the shepherd maintained his lonely vigil.

برای سه شب، چوپان از نگهبانی تنهایی خود محافظت کرد.

Cabezon C, Vigil P, Rojas I, Leiva ME, Riquelme R, Aranda W, Garcia C.Adolescent pregnancy prevention: An abstinence-centered randomized controlled intervention in a Chilean public high school.

کابزون سی، ویگیل پی، روخاس آی، لیوا ام‌ئی، ریکوئلمه آر، آراندا دبلیو، گارسیا سی. پیشگیری از بارداری نوجوانان: یک مداخله کنترل شده تصادفی متمرکز بر خودداری در یک دبیرستان دولتی شیلی.

نمونه‌های واقعی

There was candlelight vigils. It felt almost funereal.

در حال برگزاری تظاهرات با شمع بود. تقریباً حس نوستالژیک بود.

منبع: NPR News February 2020 Compilation

Our correspondent Gavin Lee attended the vigil.

خبرنگار ما، گاوین لی، در تظاهرات شرکت کرد.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

Families and friends of miners have been holding a vigil outside.

خانواده‌ها و دوستان معدنچیان در حال برگزاری تظاهرات بیرون از معدن هستند.

منبع: CNN Listening Collection May 2014

Hundreds of people attended the vigil for the slain officers Monday.

صدها نفر در روز دوشنبه در تظاهرات برای ادای احترام به افسران کشته شده شرکت کردند.

منبع: AP Listening Compilation June 2015

I stood vigil for him myself last night.

من خودم شب گذشته برای او تظاهرات کردم.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

Republican Governor Ron DeSantis was loudly booed as he addressed a vigil on Sunday.

در روز یکشنبه، فرماندار جمهوری‌خواه رون دسانتیس در حالی که در حال سخنرانی در یک تظاهرات بود، با صدای بلند مورد انتقاد قرار گرفت.

منبع: AP Listening Collection August 2023

Honour to those indefatigable spirits who consecrate their vigils to the amelioration or to the alleviation of their kind!

احترام به آن ارواح خستگی‌ناپذیر که تظاهرات خود را به بهبود یا تسکین نوع خود اختصاص می‌دهند!

منبع: Madame Bovary (Part Two)

Meanwhile the National Organization for Women plans a candle light vigil at the Supreme Court.

در همین حال، سازمان ملی زنان برنامه ای برای برگزاری تظاهرات با شمع در دادگاه عالی دارد.

منبع: NPR News January 2013 Compilation

Nicky Spencer-Coker is spokeswomen for PowerWomen232, a group of professional women that organized the vigil.

نیکی اسپنسر-کوکر، سخنگوی PowerWomen232، گروهی از زنان حرفه ای است که این تظاهرات را سازماندهی کرد.

منبع: VOA Standard August 2015 Collection

They murmur prayers, forming a makeshift vigil.

آنها با نجوا دعا می کنند و یک تظاهرات موقت تشکیل می دهند.

منبع: NPR News January 2021 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید