deb

[ایالات متحده]/deb/
[بریتانیا]/dɛb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. بلوک گسترش داده.
Word Forms
جمعdebs

عبارات و ترکیب‌ها

debate

بحث

debt

قرض

debit card

کارت بانکی

debris

آوار

debonair

خوش‌تیپ

debrief

گزارش‌دهی

debark

برداشتن پوست

debilitate

تضعیف کردن

debt collector

جمع کننده بدهی

جملات نمونه

My sister is a huge fan of Debussy's music.

خواهر من طرفدار بزرگ موسیقی دبوسی است.

Debating different viewpoints is essential in academic discussions.

بحث در مورد دیدگاه های مختلف در بحث های علمی ضروری است.

The team had a heated debate about the new project proposal.

تیم در مورد پیشنهاد پروژه جدید بحث های داغی داشت.

Debunking myths and misinformation is crucial in today's society.

کشف حقیقت و رد اطلاعات نادرست در جامعه امروز بسیار مهم است.

The candidate's debating skills impressed the audience during the political debate.

مهارت های بحثی نامزد در طول بحث سیاسی مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

Debating the pros and cons of a decision can lead to a better outcome.

بحث در مورد مزایا و معایب یک تصمیم می تواند منجر به نتیجه بهتری شود.

She is known for her ability to debunk popular misconceptions.

او به توانایی خود در رد باورهای غلط رایج معروف است.

The debriefing session after the mission provided valuable insights for future operations.

جلسه تنظیف پس از ماموریت، بینش های ارزشمندی برای عملیات های آینده ارائه داد.

The detective debriefed the witness to gather more information about the crime.

مامور پلیس شاهد را بازجویی کرد تا اطلاعات بیشتری در مورد جرم جمع آوری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید