fiascos

[ایالات متحده]/fiˈæskəʊz/
[بریتانیا]/fiˈæskɑːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست‌های کامل

عبارات و ترکیب‌ها

major fiascos

فاجعه های بزرگ

public fiascos

فاجعه های عمومی

political fiascos

فاجعه های سیاسی

financial fiascos

فاجعه های مالی

epic fiascos

فاجعه های حماسی

complete fiascos

فاجعه های کامل

recent fiascos

فاجعه های اخیر

business fiascos

فاجعه های تجاری

event fiascos

فاجعه های رویدادی

organizational fiascos

فاجعه های سازمانی

جملات نمونه

the event turned into one of the biggest fiascos in history.

این رویداد به یکی از بزرگ‌ترین فجاعت‌های تاریخ تبدیل شد.

they tried to avoid any further fiascos in the project.

آنها سعی کردند از بروز فجاعت‌های بیشتر در پروژه جلوگیری کنند.

his plan was a series of unfortunate fiascos.

برنامه‌ی او مجموعه‌ای از فجاعت‌های ناگوار بود.

the movie was a critical fiasco despite its star cast.

با وجود بازیگران مشهور، فیلم یک فاجعه‌ی منتقدان بود.

they learned from their past fiascos to improve their strategy.

آنها از فجاعت‌های گذشته خود درس گرفتند تا استراتژی خود را بهبود بخشند.

the marketing campaign ended in fiascos, costing the company millions.

کمپین بازاریابی با فجاعت به پایان رسید و هزینه‌ای میلیون دلاری برای شرکت به همراه داشت.

she described the dinner party as a complete fiasco.

او مهمانی شام را به عنوان یک فاجعه‌ی کامل توصیف کرد.

his attempts to fix the fiascos only made things worse.

تلاش‌های او برای رفع فجاعت‌ها فقط اوضاع را بدتر کرد.

the political debate was filled with fiascos and misunderstandings.

بحث سیاسی مملو از فجاعت‌ها و سوء تفاهم‌ها بود.

they were determined not to repeat the same fiascos in the future.

آنها مصمم بودند همان فجاعت‌ها را در آینده تکرار نکنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید