major fiascos
فاجعه های بزرگ
public fiascos
فاجعه های عمومی
political fiascos
فاجعه های سیاسی
financial fiascos
فاجعه های مالی
epic fiascos
فاجعه های حماسی
complete fiascos
فاجعه های کامل
recent fiascos
فاجعه های اخیر
business fiascos
فاجعه های تجاری
event fiascos
فاجعه های رویدادی
organizational fiascos
فاجعه های سازمانی
the event turned into one of the biggest fiascos in history.
این رویداد به یکی از بزرگترین فجاعتهای تاریخ تبدیل شد.
they tried to avoid any further fiascos in the project.
آنها سعی کردند از بروز فجاعتهای بیشتر در پروژه جلوگیری کنند.
his plan was a series of unfortunate fiascos.
برنامهی او مجموعهای از فجاعتهای ناگوار بود.
the movie was a critical fiasco despite its star cast.
با وجود بازیگران مشهور، فیلم یک فاجعهی منتقدان بود.
they learned from their past fiascos to improve their strategy.
آنها از فجاعتهای گذشته خود درس گرفتند تا استراتژی خود را بهبود بخشند.
the marketing campaign ended in fiascos, costing the company millions.
کمپین بازاریابی با فجاعت به پایان رسید و هزینهای میلیون دلاری برای شرکت به همراه داشت.
she described the dinner party as a complete fiasco.
او مهمانی شام را به عنوان یک فاجعهی کامل توصیف کرد.
his attempts to fix the fiascos only made things worse.
تلاشهای او برای رفع فجاعتها فقط اوضاع را بدتر کرد.
the political debate was filled with fiascos and misunderstandings.
بحث سیاسی مملو از فجاعتها و سوء تفاهمها بود.
they were determined not to repeat the same fiascos in the future.
آنها مصمم بودند همان فجاعتها را در آینده تکرار نکنند.
major fiascos
فاجعه های بزرگ
public fiascos
فاجعه های عمومی
political fiascos
فاجعه های سیاسی
financial fiascos
فاجعه های مالی
epic fiascos
فاجعه های حماسی
complete fiascos
فاجعه های کامل
recent fiascos
فاجعه های اخیر
business fiascos
فاجعه های تجاری
event fiascos
فاجعه های رویدادی
organizational fiascos
فاجعه های سازمانی
the event turned into one of the biggest fiascos in history.
این رویداد به یکی از بزرگترین فجاعتهای تاریخ تبدیل شد.
they tried to avoid any further fiascos in the project.
آنها سعی کردند از بروز فجاعتهای بیشتر در پروژه جلوگیری کنند.
his plan was a series of unfortunate fiascos.
برنامهی او مجموعهای از فجاعتهای ناگوار بود.
the movie was a critical fiasco despite its star cast.
با وجود بازیگران مشهور، فیلم یک فاجعهی منتقدان بود.
they learned from their past fiascos to improve their strategy.
آنها از فجاعتهای گذشته خود درس گرفتند تا استراتژی خود را بهبود بخشند.
the marketing campaign ended in fiascos, costing the company millions.
کمپین بازاریابی با فجاعت به پایان رسید و هزینهای میلیون دلاری برای شرکت به همراه داشت.
she described the dinner party as a complete fiasco.
او مهمانی شام را به عنوان یک فاجعهی کامل توصیف کرد.
his attempts to fix the fiascos only made things worse.
تلاشهای او برای رفع فجاعتها فقط اوضاع را بدتر کرد.
the political debate was filled with fiascos and misunderstandings.
بحث سیاسی مملو از فجاعتها و سوء تفاهمها بود.
they were determined not to repeat the same fiascos in the future.
آنها مصمم بودند همان فجاعتها را در آینده تکرار نکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید