debilitators

[ایالات متحده]/[ˈdɛbɪlɪˌteɪtə(r)z]/
[بریتانیا]/[ˈdɛbɪlɪˌteɪtə(r)z]/

ترجمه

v. تضعیف کردن یا آسیب رساندن.
n. افراد یا چیزهایی که چیزی را تضعیف یا آسیب می‌رسانند؛ عوامل یا شرایطی که باعث ضعف یا نزول می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

debilitators identified

شناسایی ضعیف‌کننده‌ها

major debilitators

ضعیف‌کننده‌های عمده

chronic debilitators

ضعیف‌کننده‌های مزمن

avoiding debilitators

اجتناب از ضعیف‌کننده‌ها

debilitators present

حضور ضعیف‌کننده‌ها

assessing debilitators

ارزیابی ضعیف‌کننده‌ها

powerful debilitators

ضعیف‌کننده‌های قدرتمند

potential debilitators

ضعیف‌کننده‌های بالقوه

جملات نمونه

the chronic illness acted as a significant debilitator, limiting her daily activities.

بیماری مزمن به عنوان یک عامل تضعیفی قابل توجه عمل کرد و فعالیت‌های روزانه او را محدود کرد.

financial difficulties can be a major debilitator for aspiring entrepreneurs.

مشکلات مالی می‌تواند یک عامل تضعیفی بزرگ برای کارآفرینان آینده‌دار باشد.

poor nutrition and lack of exercise are common debilitators affecting overall health.

تغذیه نامناسب و عدم ورزش از عوامل تضعیفی رایجی هستند که بر سلامت کلی تأثیر می‌گذارند.

stress and anxiety often serve as psychological debilitators, hindering productivity.

استرس و اضطراب اغلب به عنوان عوامل تضعیفی روانی عمل می‌کنند و باعث کاهش بهره‌وری می‌شوند.

the team faced numerous debilitators, including injuries and low morale.

تیم با عوامل تضعیفی متعددی روبرو شد، از جمله آسیب‌دیدگی و روحیه پایین.

addressing these debilitators is crucial for improving the patient's quality of life.

رسیدگی به این عوامل تضعیفی برای بهبود کیفیت زندگی بیمار بسیار مهم است.

identifying and mitigating potential debilitators is key to project success.

شناسایی و کاهش عوامل تضعیفی بالقوه برای موفقیت پروژه کلیدی است.

the aging process can be a slow but steady debilitator for many individuals.

فرآیند پیری می‌تواند یک عامل تضعیفی تدریجی اما پیوسته برای بسیاری از افراد باشد.

government policies can inadvertently become economic debilitators if poorly designed.

سیاست‌های دولتی می‌توانند ناخواسته به عوامل تضعیفی اقتصادی تبدیل شوند اگر به درستی طراحی نشده باشند.

overcoming these debilitators required a combination of resilience and support.

غلبه بر این عوامل تضعیفی نیازمند ترکیبی از تاب‌آوری و حمایت بود.

the constant criticism proved to be a significant debilitator to his self-esteem.

انتقادات مداوم ثابت کرد که یک عامل تضعیفی قابل توجه برای عزت نفس او است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید