impoverishers

[ایالات متحده]/ˌɪmˈpɒvərɪʃəz/
[بریتانیا]/ˌɪmˈpɑːvərɪʃərz/

ترجمه

n. آن‌هایی که فقیر هستند؛ مردم فقیر؛ فقرا

عبارات و ترکیب‌ها

systemic impoverishers

Persian_translation

economic impoverishers

Persian_translation

war impoverishers

Persian_translation

جملات نمونه

climate change stands as one of the most devastating impoverishers of coastal communities worldwide.

تغییرات آب و هوایی به عنوان یکی از ویرانگرترین محرک‌های فقر برای جوامع ساحلی در سراسر جهان شناخته می‌شود.

economic policies that favor corporations have become major impoverishers of middle-class families.

سیاست‌های اقتصادی که از شرکت‌ها حمایت می‌کنند، به محرک‌های اصلی فقر برای خانواده‌های طبقه متوسط تبدیل شده‌اند.

uncontrolled deforestation serves as a silent impoverisher of indigenous peoples' traditional livelihoods.

زاله‌زدایی بی‌رویه به عنوان یک محرک خاموش فقر برای معیشت‌های سنتی مردم بومی عمل می‌کند.

systemic corruption remains a primary impoverisher of national development in many regions.

فساد سیستماتیک به عنوان یک محرک اصلی فقر برای توسعه ملی در بسیاری از مناطق باقی مانده است.

the pandemic has emerged as an unexpected impoverisher of small businesses across industries.

همه‌گیری به عنوان یک محرک غیرمنتظره برای کسب و کارهای کوچک در سراسر صنایع ظاهر شده است.

hidden impoverishers like predatory lending practices trap many families in cycles of poverty.

محرک‌های پنهان فقر مانند روش‌های وام‌دهی غارتگرانه بسیاری از خانواده‌ها را در چرخه‌های فقر به دام می‌اندازند.

agricultural subsidies have paradoxically become key impoverishers of small farmers in developing nations.

یارانه‌های کشاورزی به طور متناقض به محرک‌های کلیدی فقر برای کشاورزان خرده‌پا در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده‌اند.

environmental degradation functions as long-term impoverishers of rural communities dependent on natural resources.

تدهی محیط زیست به عنوان محرک‌های بلندمدت فقر برای جوامع روستایی متکی بر منابع طبیعی عمل می‌کند.

political instability acts as a persistent impoverisher of economic growth and social welfare.

بی‌ثباتی سیاسی به عنوان یک محرک مداوم فقر برای رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی عمل می‌کند.

healthcare costs have become significant impoverishers of household financial stability.

هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی به محرک‌های قابل توجه فقر ثبات مالی خانوار تبدیل شده‌اند.

educational inequality perpetuates generational impoverishers in underserved communities.

نابرابری آموزشی، محرک‌های فقر بین نسلی را در جوامع محروم تداوم می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید