debited

[ایالات متحده]/[ˈdiːbɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈdiːbɪtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.کاهش یافته یا کمتر شده.
v.کاهش دادن مبلغ پول در یک حساب؛ شارژ کردن حسابی با مبلغی پول.

عبارات و ترکیب‌ها

debited my account

حساب من واریز شده است

account debited

حساب واریز شده است

debited amount

مبلغ واریز شده

being debited

در حال واریز شدن

already debited

قبلاً واریز شده است

debited funds

وجوه واریز شده

debit card

کارت واریز

frequently debited

به طور مکرر واریز شده است

debited yesterday

دیروز واریز شده است

debited charges

هزینه های واریز شده

جملات نمونه

my bank account was debited $25 for the online purchase.

حساب بانکی من ۲۵ دلار به دلیل خرید آنلاین برداشت شد.

the card was debited for the restaurant bill last night.

دیشب کارت به خاطر صورتحساب رستوران برداشت شد.

i noticed an unauthorized amount debited from my account.

من متوجه شدم مبلغ غیرمجاز از حساب من برداشت شده است.

the subscription fee was automatically debited each month.

هزینه اشتراک هر ماه به طور خودکار برداشت می شد.

the atm debited my account immediately after the transaction.

دستگاه خودپرداز بلافاصله پس از تراکنش از حساب من برداشت کرد.

the payment was debited directly from my checking account.

پرداخت مستقیماً از حساب پس انداز من برداشت شد.

the credit card was debited for the hotel reservation.

کارت اعتباری برای رزرو هتل برداشت شد.

i need to check if my account was debited incorrectly.

من باید بررسی کنم که آیا حساب من به اشتباه برداشت شده است یا خیر.

the system debited the full amount due to a glitch.

به دلیل یک نقص فنی، سیستم مبلغ کامل را برداشت کرد.

the refund will be credited after the original amount is debited.

پس از برداشت مبلغ اصلی، وجه بازپرداخت واریز خواهد شد.

the account was debited for the monthly utility bill.

حساب برای قبض ماهانه خدمات برداشت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید