decamped quickly
به سرعت ترک کردند
decamped overnight
در طول شب ترک کردند
decamped silently
به طور نامحسوس ترک کردند
decamped suddenly
ناگهان ترک کردند
decamped together
با هم ترک کردند
decamped abroad
در خارج از کشور ترک کردند
decamped early
اوایل ترک کردند
decamped far
دور ترک کردند
decamped hastily
به سرعت و شتاب ترک کردند
decamped alone
تنها ترک کردند
the thieves decamped before the police arrived.
سارقان قبل از رسیدن پلیس متواری شدند.
after the storm, many families decamped to safer areas.
پس از طوفان، بسیاری از خانوادهها به مناطق امنتر متواری شدند.
the campers decamped early in the morning.
مسافران کمپ صبح زود متواری شدند.
he decamped with all the money from the safe.
او با تمام پول از صندوق امانات برداشت و متواری شد.
they decamped to a more remote location to avoid detection.
آنها برای جلوگیری از شناسایی به یک مکان دورافتادهتر متواری شدند.
the soldiers decamped under the cover of darkness.
سربازان در تاریکی شب متواری شدند.
she decamped from the party without saying goodbye.
او بدون خداحافظی از مهمانی متواری شد.
after the scandal, the politician quickly decamped from public life.
پس از رسوایی، سیاستمدار به سرعت از زندگی عمومی متواری شد.
they decamped to the countryside for a weekend getaway.
آنها برای یک آخر هفته به حومه شهر متواری شدند.
the group decamped when they heard the sirens approaching.
وقتی صدای آژیرها را شنیدند، گروه متواری شدند.
decamped quickly
به سرعت ترک کردند
decamped overnight
در طول شب ترک کردند
decamped silently
به طور نامحسوس ترک کردند
decamped suddenly
ناگهان ترک کردند
decamped together
با هم ترک کردند
decamped abroad
در خارج از کشور ترک کردند
decamped early
اوایل ترک کردند
decamped far
دور ترک کردند
decamped hastily
به سرعت و شتاب ترک کردند
decamped alone
تنها ترک کردند
the thieves decamped before the police arrived.
سارقان قبل از رسیدن پلیس متواری شدند.
after the storm, many families decamped to safer areas.
پس از طوفان، بسیاری از خانوادهها به مناطق امنتر متواری شدند.
the campers decamped early in the morning.
مسافران کمپ صبح زود متواری شدند.
he decamped with all the money from the safe.
او با تمام پول از صندوق امانات برداشت و متواری شد.
they decamped to a more remote location to avoid detection.
آنها برای جلوگیری از شناسایی به یک مکان دورافتادهتر متواری شدند.
the soldiers decamped under the cover of darkness.
سربازان در تاریکی شب متواری شدند.
she decamped from the party without saying goodbye.
او بدون خداحافظی از مهمانی متواری شد.
after the scandal, the politician quickly decamped from public life.
پس از رسوایی، سیاستمدار به سرعت از زندگی عمومی متواری شد.
they decamped to the countryside for a weekend getaway.
آنها برای یک آخر هفته به حومه شهر متواری شدند.
the group decamped when they heard the sirens approaching.
وقتی صدای آژیرها را شنیدند، گروه متواری شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید