decamped

[ایالات متحده]/dɪˈkæmpt/
[بریتانیا]/dɪˈkæmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور ناگهانی و اغلب به طور مخفیانه فرار کردن (با چیزی)؛ ترک کردن یک اردوگاه

عبارات و ترکیب‌ها

decamped quickly

به سرعت ترک کردند

decamped overnight

در طول شب ترک کردند

decamped silently

به طور نامحسوس ترک کردند

decamped suddenly

ناگهان ترک کردند

decamped together

با هم ترک کردند

decamped abroad

در خارج از کشور ترک کردند

decamped early

اوایل ترک کردند

decamped far

دور ترک کردند

decamped hastily

به سرعت و شتاب ترک کردند

decamped alone

تنها ترک کردند

جملات نمونه

the thieves decamped before the police arrived.

سارقان قبل از رسیدن پلیس متواری شدند.

after the storm, many families decamped to safer areas.

پس از طوفان، بسیاری از خانواده‌ها به مناطق امن‌تر متواری شدند.

the campers decamped early in the morning.

مسافران کمپ صبح زود متواری شدند.

he decamped with all the money from the safe.

او با تمام پول از صندوق امانات برداشت و متواری شد.

they decamped to a more remote location to avoid detection.

آنها برای جلوگیری از شناسایی به یک مکان دورافتاده‌تر متواری شدند.

the soldiers decamped under the cover of darkness.

سربازان در تاریکی شب متواری شدند.

she decamped from the party without saying goodbye.

او بدون خداحافظی از مهمانی متواری شد.

after the scandal, the politician quickly decamped from public life.

پس از رسوایی، سیاستمدار به سرعت از زندگی عمومی متواری شد.

they decamped to the countryside for a weekend getaway.

آنها برای یک آخر هفته به حومه شهر متواری شدند.

the group decamped when they heard the sirens approaching.

وقتی صدای آژیرها را شنیدند، گروه متواری شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید