decan degree
مدرک دکان
decan position
موقعیت دکان
decan office
دفتر دکان
decan role
نقش دکان
decan committee
کمیته دکان
decan responsibilities
مسئولیتهای دکان
decan leadership
رهبری دکان
decan appointment
انتصاب دکان
decan selection
انتخاب دکان
decan meeting
جلسه دکان
he decided to decan the wine before serving it.
او تصمیم گرفت قبل از سرو کردن آن، شراب را جدا کند.
decanting helps to separate sediment from the wine.
جدا کردن رسوبات از شراب به کمک جدا کردن کمک میکند.
make sure to decan the whiskey for better flavor.
مطمئن شوید که ویسکی را برای طعم بهتر جدا کنید.
she learned how to decan the oil properly.
او یاد گرفت که چگونه روغن را به درستی جدا کند.
it's important to decan aged spirits to enhance their aroma.
جدا کردن مشروبات الکلی کهنهشده برای افزایش عطر آنها مهم است.
he used a funnel to decan the liquid into another container.
او از یک قیف برای جدا کردن مایع به ظرف دیگری استفاده کرد.
decant the juice to remove any pulp.
برای از بین بردن هرگونه پالپ، آبمیوه را جدا کنید.
after the wine was decanted, it tasted much smoother.
بعد از جدا کردن شراب، طعم آن بسیار ملایمتر شد.
they decided to decan the beer for a clearer appearance.
آنها تصمیم گرفتند آبجو را برای ظاهری واضحتر جدا کنند.
to enjoy the full flavor, always decan your drinks.
برای لذت بردن از طعم کامل، همیشه نوشیدنیهای خود را جدا کنید.
decan degree
مدرک دکان
decan position
موقعیت دکان
decan office
دفتر دکان
decan role
نقش دکان
decan committee
کمیته دکان
decan responsibilities
مسئولیتهای دکان
decan leadership
رهبری دکان
decan appointment
انتصاب دکان
decan selection
انتخاب دکان
decan meeting
جلسه دکان
he decided to decan the wine before serving it.
او تصمیم گرفت قبل از سرو کردن آن، شراب را جدا کند.
decanting helps to separate sediment from the wine.
جدا کردن رسوبات از شراب به کمک جدا کردن کمک میکند.
make sure to decan the whiskey for better flavor.
مطمئن شوید که ویسکی را برای طعم بهتر جدا کنید.
she learned how to decan the oil properly.
او یاد گرفت که چگونه روغن را به درستی جدا کند.
it's important to decan aged spirits to enhance their aroma.
جدا کردن مشروبات الکلی کهنهشده برای افزایش عطر آنها مهم است.
he used a funnel to decan the liquid into another container.
او از یک قیف برای جدا کردن مایع به ظرف دیگری استفاده کرد.
decant the juice to remove any pulp.
برای از بین بردن هرگونه پالپ، آبمیوه را جدا کنید.
after the wine was decanted, it tasted much smoother.
بعد از جدا کردن شراب، طعم آن بسیار ملایمتر شد.
they decided to decan the beer for a clearer appearance.
آنها تصمیم گرفتند آبجو را برای ظاهری واضحتر جدا کنند.
to enjoy the full flavor, always decan your drinks.
برای لذت بردن از طعم کامل، همیشه نوشیدنیهای خود را جدا کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید