decelerated

[ایالات متحده]/dɪˈsɛləreɪtɪd/
[بریتانیا]/dɪˈsɛləreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرعت چیزی را کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

decelerated speed

کاهش سرعت

decelerated motion

کاهش حرکت

decelerated growth

کاهش رشد

decelerated process

کاهش روند

decelerated vehicle

کاهش سرعت خودرو

decelerated rate

کاهش نرخ

decelerated performance

کاهش عملکرد

decelerated timeline

کاهش بازه زمانی

decelerated pace

کاهش سرعت

decelerated trend

کاهش روند

جملات نمونه

the car decelerated quickly as it approached the stop sign.

ماشین به سرعت در حال کاهش سرعت بود زیرا به نشانه‌ توقف نزدیک می‌شد.

he decelerated his pace to enjoy the scenery.

او سرعت خود را کاهش داد تا از مناظر لذت ببرد.

the airplane decelerated during its landing procedure.

هواپیما در طول فرآیند فرود خود کاهش سرعت داشت.

the cyclist decelerated before making a turn.

دوچرخه‌سوار قبل از گردش، سرعت خود را کاهش داد.

the economy has decelerated due to recent events.

به دلیل وقایع اخیر، اقتصاد کاهش یافته است.

she decelerated her speech to make it easier to understand.

او سرعت گفتار خود را کاهش داد تا فهم آن آسان‌تر شود.

traffic decelerated as the road narrowed.

با باریک‌تر شدن جاده، ترافیک کاهش یافت.

the runner decelerated after crossing the finish line.

بعد از عبور از خط پایان، دونده سرعت خود را کاهش داد.

the software decelerated the processing speed during the update.

در طول به‌روزرسانی، نرم‌افزار سرعت پردازش را کاهش داد.

he decelerated his investments to minimize risks.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را کاهش داد تا خطرات را به حداقل برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید