retarded

[ایالات متحده]/rɪˈtɑːdɪd/
[بریتانیا]/rɪˈtɑːrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در توسعه (ذهن)، ناتوان ذهنی.
Word Forms
زمان گذشتهretarded
قسمت سوم فعلretarded
جمعretardeds

عبارات و ترکیب‌ها

mentally retarded

معلول ذهنی

جملات نمونه

The use of the word 'retarded' is considered offensive.

استفاده از واژه 'معلول ذهنی' به عنوان توهین‌آمیز در نظر گرفته می‌شود.

He was born with a mental retardation.

او با معلولیت ذهنی به دنیا آمد.

It is not appropriate to use 'retarded' as a derogatory term.

استفاده از 'معلول ذهنی' به عنوان یک اصطلاح تحقیرآمیز مناسب نیست.

She volunteers at a center for people with mental retardation.

او در یک مرکز برای افراد دارای معلولیت ذهنی داوطلب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید