decerebrates

[ایالات متحده]/ˌdiːˈsɛrəˌbreɪts/
[بریتانیا]/ˌdiːˈsɛrəˌbreɪts/

ترجمه

vt. برای برداشتن مغز
adj. بی‌مغز؛ مشخصه‌ی از دست دادن عقلانیت

عبارات و ترکیب‌ها

decerebrates response

واکنش دسربرات

decerebrates reflex

رفلکس دسربرات

decerebrates behavior

رفتار دسربرات

decerebrates condition

شرایط دسربرات

decerebrates model

مدل دسربرات

decerebrates analysis

تجزیه و تحلیل دسربرات

decerebrates study

مطالعه دسربرات

decerebrates function

عملکرد دسربرات

decerebrates effects

اثرات دسربرات

decerebrates activity

فعالیت دسربرات

جملات نمونه

the scientist decerebrates the frog to study its reflexes.

دانشمند قورباغه را تخلیص مغزی می‌کند تا رفلکس‌های آن را مطالعه کند.

decerebrates are often used in neurological research.

تخلیص مغزی‌ها اغلب در تحقیقات عصبی شناسی استفاده می‌شوند.

after the procedure, the decerebrates displayed unusual behaviors.

پس از انجام روش، تخلیص مغزی‌ها رفتارهای غیرمعمولی نشان دادند.

researchers found that decerebrates could still respond to stimuli.

محققان دریافتند که تخلیص مغزی‌ها هنوز می‌توانند به محرک‌ها پاسخ دهند.

decerebrates help scientists understand the role of the brain in movement.

تخلیص مغزی‌ها به دانشمندان کمک می‌کند تا نقش مغز در حرکت را درک کنند.

in experiments, decerebrates were observed for changes in behavior.

در آزمایش‌ها، تخلیص مغزی‌ها برای تغییرات رفتاری مورد مشاهده قرار گرفتند.

decerebrates can still perform basic reflex actions.

تخلیص مغزی‌ها هنوز می‌توانند اعمال رفلکس اساسی را انجام دهند.

the study on decerebrates revealed important insights into brain function.

مطالعه روی تخلیص مغزی‌ها بینش‌های مهمی در مورد عملکرد مغز نشان داد.

decerebrates are a key part of understanding neural pathways.

تخلیص مغزی‌ها بخشی کلیدی از درک مسیرهای عصبی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید