decides

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪdz/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتخاب کردن یا به یک تصمیم رسیدن؛ حل کردن یا تسویه یک مشکل؛ حکم کردن یا تعیین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he decides

او تصمیم می‌گیرد

she decides

او تصمیم می‌گیرد

who decides

چه کسی تصمیم می‌گیرد

it decides

این تصمیم می‌گیرد

they decide

آنها تصمیم می‌گیرند

he decides now

او اکنون تصمیم می‌گیرد

she decides quickly

او به سرعت تصمیم می‌گیرد

who decides first

چه کسی اول تصمیم می‌گیرد

it decides later

این بعداً تصمیم می‌گیرد

they decide together

آنها با هم تصمیم می‌گیرند

جملات نمونه

the committee decides the budget for next year.

کمیته بودجه سال آینده را تعیین می‌کند.

she decides to take a vacation this summer.

او تصمیم می‌گیرد امسال در این تابستان تعطیلات بگذراند.

he decides which project to prioritize.

او تصمیم می‌گیرد کدام پروژه را در اولویت قرار دهد.

the teacher decides the topics for the exam.

معلم موضوعات امتحان را تعیین می‌کند.

they decide to move to a new city.

آنها تصمیم می‌گیرند به یک شهر جدید نقل مکان کنند.

she decides on a dress for the party.

او لباس مهمانی را انتخاب می‌کند.

the manager decides the team's goals for the quarter.

مدیر اهداف تیم را برای فصل تعیین می‌کند.

he decides to start a new hobby.

او تصمیم می‌گیرد یک سرگرمی جدید شروع کند.

the board decides the company's future direction.

هیئت مدیره جهت آینده شرکت را تعیین می‌کند.

she decides to study abroad for her degree.

او تصمیم می‌گیرد برای دریافت مدرکش در خارج از کشور تحصیل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید