decidings made
تصمیمات گرفته شده
decidings process
فرآیند تصمیم گیری
decidings factors
عوامل تصمیم گیری
decidings outcomes
نتایج تصمیم گیری
decidings criteria
معیارهای تصمیم گیری
decidings team
تیم تصمیم گیری
decidings meeting
جلسه تصمیم گیری
decidings authority
اختیار تصمیم گیری
decidings timeline
جدول زمانی تصمیم گیری
decidings strategy
استراتژی تصمیم گیری
decidings can be tough when there are many options.
تصمیمگیری میتواند دشوار باشد، به خصوص زمانی که گزینههای زیادی وجود دارد.
we often find ourselves overthinking our decidings.
ما اغلب خودمان را در حال فکر کردن بیش از حد در مورد تصمیماتمان میبینیم.
decidings should be based on careful consideration.
تصمیمات باید بر اساس بررسی دقیق و کامل اتخاذ شوند.
her decidings were influenced by her past experiences.
تصمیمات او تحت تأثیر تجربیات گذشتهاش قرار داشت.
making important decidings requires time and patience.
تصمیمگیری در مورد مسائل مهم نیاز به زمان و صبر دارد.
decidings in a group can lead to better outcomes.
تصمیمگیری در یک گروه میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
he regrets some of his past decidings.
او برخی از تصمیمات گذشته خود را پشیمان است.
decidings often reflect our values and priorities.
تصمیمات اغلب منعکسکننده ارزشها و اولویتهای ما هستند.
learning from past decidings can improve future choices.
یادگیری از تصمیمات گذشته میتواند انتخابهای آینده را بهبود بخشد.
decidings about career paths can be life-changing.
تصمیمات در مورد مسیرهای شغلی میتواند زندگی را تغییر دهد.
decidings made
تصمیمات گرفته شده
decidings process
فرآیند تصمیم گیری
decidings factors
عوامل تصمیم گیری
decidings outcomes
نتایج تصمیم گیری
decidings criteria
معیارهای تصمیم گیری
decidings team
تیم تصمیم گیری
decidings meeting
جلسه تصمیم گیری
decidings authority
اختیار تصمیم گیری
decidings timeline
جدول زمانی تصمیم گیری
decidings strategy
استراتژی تصمیم گیری
decidings can be tough when there are many options.
تصمیمگیری میتواند دشوار باشد، به خصوص زمانی که گزینههای زیادی وجود دارد.
we often find ourselves overthinking our decidings.
ما اغلب خودمان را در حال فکر کردن بیش از حد در مورد تصمیماتمان میبینیم.
decidings should be based on careful consideration.
تصمیمات باید بر اساس بررسی دقیق و کامل اتخاذ شوند.
her decidings were influenced by her past experiences.
تصمیمات او تحت تأثیر تجربیات گذشتهاش قرار داشت.
making important decidings requires time and patience.
تصمیمگیری در مورد مسائل مهم نیاز به زمان و صبر دارد.
decidings in a group can lead to better outcomes.
تصمیمگیری در یک گروه میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
he regrets some of his past decidings.
او برخی از تصمیمات گذشته خود را پشیمان است.
decidings often reflect our values and priorities.
تصمیمات اغلب منعکسکننده ارزشها و اولویتهای ما هستند.
learning from past decidings can improve future choices.
یادگیری از تصمیمات گذشته میتواند انتخابهای آینده را بهبود بخشد.
decidings about career paths can be life-changing.
تصمیمات در مورد مسیرهای شغلی میتواند زندگی را تغییر دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید