| جمع | deciliters |
one deciliter
یک دسیمتر
two deciliters
دو دسیمتر
deciliter measurement
اندازه گیری دسیمتر
deciliter scale
مقیاس دسیمتر
deciliter cup
لیوان دسیمتر
deciliter conversion
تبدیل دسیمتر
deciliter to liter
دسیمتر به لیتر
deciliter value
مقدار دسیمتر
deciliter capacity
ظرفیت دسیمتر
deciliter volume
حجم دسیمتر
one deciliter of water is equivalent to 100 milliliters.
یک دسیلیتر آب معادل 100 میلیلیتر است.
the recipe calls for two deciliters of milk.
دستور غذا به دو دسیلیتر شیر نیاز دارد.
she measured out a deciliter of sugar for the cake.
او یک دسیلیتر شکر برای کیک اندازه گرفت.
he drank a deciliter of juice with his breakfast.
او با صبحانه خود یک دسیلیتر آبمیوه نوشید.
a deciliter of oil is needed for frying.
برای سرخ کردن به یک دسیلیتر روغن نیاز است.
the lab requires a deciliter of the solution for testing.
آزمایشگاه به یک دسیلیتر از محلول برای آزمایش نیاز دارد.
she diluted the medicine with one deciliter of water.
او داروها را با یک دسیلیتر آب رقیق کرد.
measuring in deciliters makes cooking easier.
اندازهگیری به دسیلیتر آشپزی را آسانتر میکند.
the bartender poured a deciliter of whiskey into the glass.
بارتندر یک دسیلیتر ویسکی را در لیوان ریخت.
for the smoothie, add a deciliter of yogurt.
برای اسموتی، یک دسیلیتر ماست اضافه کنید.
one deciliter
یک دسیمتر
two deciliters
دو دسیمتر
deciliter measurement
اندازه گیری دسیمتر
deciliter scale
مقیاس دسیمتر
deciliter cup
لیوان دسیمتر
deciliter conversion
تبدیل دسیمتر
deciliter to liter
دسیمتر به لیتر
deciliter value
مقدار دسیمتر
deciliter capacity
ظرفیت دسیمتر
deciliter volume
حجم دسیمتر
one deciliter of water is equivalent to 100 milliliters.
یک دسیلیتر آب معادل 100 میلیلیتر است.
the recipe calls for two deciliters of milk.
دستور غذا به دو دسیلیتر شیر نیاز دارد.
she measured out a deciliter of sugar for the cake.
او یک دسیلیتر شکر برای کیک اندازه گرفت.
he drank a deciliter of juice with his breakfast.
او با صبحانه خود یک دسیلیتر آبمیوه نوشید.
a deciliter of oil is needed for frying.
برای سرخ کردن به یک دسیلیتر روغن نیاز است.
the lab requires a deciliter of the solution for testing.
آزمایشگاه به یک دسیلیتر از محلول برای آزمایش نیاز دارد.
she diluted the medicine with one deciliter of water.
او داروها را با یک دسیلیتر آب رقیق کرد.
measuring in deciliters makes cooking easier.
اندازهگیری به دسیلیتر آشپزی را آسانتر میکند.
the bartender poured a deciliter of whiskey into the glass.
بارتندر یک دسیلیتر ویسکی را در لیوان ریخت.
for the smoothie, add a deciliter of yogurt.
برای اسموتی، یک دسیلیتر ماست اضافه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید