decimeter

[ایالات متحده]/ˈdɛsɪˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈdɛsɪˌmiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد اندازه‌گیری طول معادل یک‌دهم متر؛ در زمینه‌های پزشکی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

one decimeter

یک دسیمتر

two decimeters

دو دسیمتر

decimeter scale

مقیاس دسیمتر

decimeter ruler

خط کش دسیمتر

decimeter measurement

اندازه گیری دسیمتر

decimeter unit

واحد دسیمتر

decimeter precision

دقت دسیمتر

decimeter length

طول دسیمتر

decimeter conversion

تبدیل دسیمتر

decimeter wide

با عرض دسیمتر

جملات نمونه

the length of the object is measured in decimeters.

طول جسم به دسی‌متر اندازه‌گیری می‌شود.

he cut the fabric into decimeter strips.

او پارچه را به صورت نوارهای دسیمتری برش زد.

the ruler has markings for both centimeters and decimeters.

خط‌کش دارای خط‌نگاری برای هر دو سانتی‌متر و دسیمتر است.

she needs a decimeter to measure the height of the plant.

او به یک دسیمتر برای اندازه‌گیری قد گیاه نیاز دارد.

in our science project, we used decimeters to record the dimensions.

در پروژه علمی ما، از دسیمترها برای ثبت ابعاد استفاده کردیم.

the box's dimensions are 5 decimeters long and 3 decimeters wide.

ابعاد جعبه 5 دسیمتر طول و 3 دسیمتر عرض دارد.

convert the measurement from centimeters to decimeters.

اندازه‌گیری را از سانتی‌متر به دسیمتر تبدیل کنید.

decimeters are often used in educational settings for teaching measurements.

دسی‌مترها اغلب در محیط‌های آموزشی برای آموزش اندازه‌گیری‌ها استفاده می‌شوند.

he estimated the distance to be around 50 decimeters.

او تخمین زد که فاصله حدود 50 دسیمتر است.

the recipe calls for a decimeter of chopped vegetables.

دستور غذا به یک دسیمتر سبزیجات خرد شده نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید