decivilize

[ایالات متحده]/dɪˈsɪv.ɪ.laɪz/
[بریتانیا]/dɪˈsɪv.ə.laɪz/

ترجمه

vt. از تمدن محروم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

decivilize society

برهم زدن ساختار جامعه

decivilize culture

از بین بردن فرهنگ

decivilize behavior

نابود کردن رفتار

decivilize values

از بین بردن ارزش‌ها

decivilize norms

نابود کردن هنجارها

decivilize humanity

از بین بردن انسانیت

decivilize thought

نابود کردن تفکر

decivilize practices

از بین بردن روش‌ها

decivilize education

نابود کردن آموزش

decivilize progress

از بین بردن پیشرفت

جملات نمونه

war can decivilize a society quickly.

جنگ می‌تواند به سرعت یک جامعه را غیرمتمدن کند.

many fear that technology may decivilize human interactions.

بسیاری می‌ترسند که فناوری ممکن است تعاملات انسانی را غیرمتمدن کند.

efforts to decivilize the population were met with resistance.

تلاش‌ها برای غیرمتمدن کردن جمعیت با مقاومت روبرو شد.

he warned that neglect could decivilize future generations.

او هشدار داد که بی‌توجهی می‌تواند نسل‌های آینده را غیرمتمدن کند.

some argue that extreme poverty can decivilize communities.

برخی استدلال می‌کنند که فقر شدید می‌تواند جوامع را غیرمتمدن کند.

the documentary explored how war can decivilize entire nations.

مستند بررسی کرد که جنگ چگونه می‌تواند تمام ملت‌ها را غیرمتمدن کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید