barbarize

[ایالات متحده]/ˈbɑːrbəraɪz/
[بریتانیا]/ˈbɑːrˌbærˌaɪz/

ترجمه

v به وحشی یا غیر متمدن یا بی‌ادب کردن یا شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbarbarizes
صفت یا فعل حال استمراریbarbarizing
زمان گذشتهbarbarized
قسمت سوم فعلbarbarized

عبارات و ترکیب‌ها

barbarize the language

غارت کردن زبان

barbarize a culture

غارت کردن یک فرهنگ

barbarize through ignorance

غارت کردن از طریق نادانی

barbarize someone's views

غارت کردن دیدگاه‌های کسی

جملات نمونه

his attempts to barbarize the culture were met with strong resistance.

تلاش‌های او برای متمدن‌نمایی فرهنگ با مقاومت شدید روبرو شد.

we must not allow the media to barbarize our society.

ما نباید اجازه دهیم رسانه‌ها جامعه ما را متمدن‌ناروا کنند.

some argue that globalization could barbarize local traditions.

برخی استدلال می‌کنند که جهانی شدن ممکن است سنت‌های محلی را متمدن‌ناروا کند.

education is key to preventing people from barbarizing their behavior.

آموزش کلید جلوگیری از متمدن‌ناروا کردن رفتار مردم است.

his speech seemed to encourage others to barbarize their attitudes.

سخنرانی او به نظر می‌رسید که دیگران را به متمدن‌ناروا کردن نگرش‌هایشان تشویق می‌کند.

we should promote understanding rather than barbarizing our differences.

ما باید درک را ترویج کنیم تا به جای متمدن‌ناروا کردن تفاوت‌هایمان.

in times of crisis, people may barbarize their instincts.

در زمان بحران، مردم ممکن است غرایز خود را متمدن‌ناروا کنند.

some policies could inadvertently barbarize the community.

برخی سیاست‌ها ناخواسته ممکن است جامعه را متمدن‌ناروا کنند.

it is essential to challenge ideas that seek to barbarize our values.

چالش با ایده‌هایی که به دنبال متمدن‌ناروا کردن ارزش‌های ما هستند ضروری است.

art can either civilize or barbarize a society.

هنر می‌تواند یا جامعه را متمدن کند یا متمدن‌ناروا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید