declarer

[ایالات متحده]/dɪˈklɛərə/
[بریتانیا]/dɪˈklɛrər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که اعلام یا بیانیه‌ای می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

tax declarer

اظهار کننده مالیات

self declarer

اظهار کننده خود

customs declarer

اظهار کننده گمرکی

declarer status

وضعیت اظهار کننده

declarer form

فرم اظهار کننده

declarer identity

هویت اظهار کننده

declarer obligation

تعهدات اظهار کننده

declarer information

اطلاعات اظهار کننده

declarer requirements

الزامات اظهار کننده

declarer rights

حقوق اظهار کننده

جملات نمونه

the declarer made a bold move in the game.

اعلان‌کننده یک حرکت جسورانه در بازی انجام داد.

as a declarer, you must carefully plan your strategy.

به عنوان یک اعلام‌کننده، شما باید استراتژی خود را با دقت برنامه‌ریزی کنید.

the declarer announced their intentions clearly.

اعلان‌کننده به وضوح قصد خود را اعلام کرد.

the role of the declarer is crucial in the auction.

نقش اعلام‌کننده در مزایده بسیار مهم است.

every declarer should understand the rules of the game.

هر اعلام‌کننده‌ای باید قوانین بازی را درک کند.

the declarer's decision affected the outcome of the match.

تصمیم اعلام‌کننده بر نتیجه مسابقه تأثیر گذاشت.

in bridge, the declarer plays a key role.

در بازی بریج، اعلام‌کننده نقش کلیدی ایفا می‌کند.

the declarer needs to communicate effectively with the partner.

اعلان‌کننده باید به طور مؤثر با شریک ارتباط برقرار کند.

being a declarer requires confidence and skill.

اعلان‌کننده بودن به اعتماد به نفس و مهارت نیاز دارد.

the declarer successfully fulfilled the contract.

اعلان‌کننده با موفقیت قرارداد را انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید