decoking process
فرآیند رسوبزدایی
decoking unit
واحد رسوبزدایی
decoking operation
عملیات رسوبزدایی
decoking system
سیستم رسوبزدایی
decoking equipment
تجهیزات رسوبزدایی
decoking method
روش رسوبزدایی
decoking procedure
روش کار رسوبزدایی
decoking technology
فناوری رسوبزدایی
decoking agent
عامل رسوبزدایی
decoking cycle
چرخه رسوبزدایی
decoking is essential for maintaining engine efficiency.
دکوک کردن برای حفظ کارایی موتور ضروری است.
the technician performed decoking on the furnace.
تکنسین دکوک کردن را روی کوره انجام داد.
regular decoking can extend the life of the equipment.
دکوک کردن منظم میتواند عمر تجهیزات را افزایش دهد.
decoking procedures should be followed carefully.
باید دستورالعملهای دکوک کردن را با دقت دنبال کرد.
after decoking, the system showed improved performance.
پس از دکوک کردن، سیستم عملکرد بهتری نشان داد.
decoking helps prevent overheating in industrial boilers.
دکوک کردن به جلوگیری از گرم شدن بیش از حد در دیگهای صنعتی کمک میکند.
they scheduled a decoking operation for next week.
آنها یک عملیات دکوک کردن را برای هفته آینده برنامه ریزی کردند.
decoking can reduce emissions from the combustion process.
دکوک کردن میتواند میزان انتشار گازها از فرآیند احتراق را کاهش دهد.
the plant manager emphasized the importance of decoking.
مدیر کارخانه بر اهمیت دکوک کردن تاکید کرد.
decoking is a critical step in maintenance routines.
دکوک کردن یک مرحله حیاتی در روالهای تعمیر و نگهداری است.
decoking process
فرآیند رسوبزدایی
decoking unit
واحد رسوبزدایی
decoking operation
عملیات رسوبزدایی
decoking system
سیستم رسوبزدایی
decoking equipment
تجهیزات رسوبزدایی
decoking method
روش رسوبزدایی
decoking procedure
روش کار رسوبزدایی
decoking technology
فناوری رسوبزدایی
decoking agent
عامل رسوبزدایی
decoking cycle
چرخه رسوبزدایی
decoking is essential for maintaining engine efficiency.
دکوک کردن برای حفظ کارایی موتور ضروری است.
the technician performed decoking on the furnace.
تکنسین دکوک کردن را روی کوره انجام داد.
regular decoking can extend the life of the equipment.
دکوک کردن منظم میتواند عمر تجهیزات را افزایش دهد.
decoking procedures should be followed carefully.
باید دستورالعملهای دکوک کردن را با دقت دنبال کرد.
after decoking, the system showed improved performance.
پس از دکوک کردن، سیستم عملکرد بهتری نشان داد.
decoking helps prevent overheating in industrial boilers.
دکوک کردن به جلوگیری از گرم شدن بیش از حد در دیگهای صنعتی کمک میکند.
they scheduled a decoking operation for next week.
آنها یک عملیات دکوک کردن را برای هفته آینده برنامه ریزی کردند.
decoking can reduce emissions from the combustion process.
دکوک کردن میتواند میزان انتشار گازها از فرآیند احتراق را کاهش دهد.
the plant manager emphasized the importance of decoking.
مدیر کارخانه بر اهمیت دکوک کردن تاکید کرد.
decoking is a critical step in maintenance routines.
دکوک کردن یک مرحله حیاتی در روالهای تعمیر و نگهداری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید